برگردان به زبان ساده
سر منزل سلمی که منم دل نگرانش
از رشگ نخواهم که بیابند نشانش
هوش مصنوعی: به خاطر عشق به سلمی، من دل نگران او هستم و نمیخواهم کسی نشانی از او بیابد.
شوخی که منم زخمی تیری ز کمانش
فتراک ز مرغان حرم گشته گرانش
هوش مصنوعی: من زخمیام از تیر کمان او که مثل یک تله به دام افتادهام، و حالا بار سنگینی از مرغان حرم را بر دوش دارم.
بودیم بره منتظرش عمری و غافل
بگذشت و دریغا نگرفتیم عنانش
هوش مصنوعی: ما سالها منتظر او بودیم و غافل بودیم، تا اینکه زمان گذشت و افسوس که نتوانستیم او را بیابیم.
آن چشم که یکبار برویم نگشودی
بینم بچه سان بر رخ غیری نگرانش
هوش مصنوعی: چشمی که هرگز به روی من باز نشده، حالا به نظرم میرسد که مانند بچهای به چهرهی دیگری خیره شده است.
آن گوش که یکبار ندادی بفغانم
تا چند توان داد بحرف دگرانش
هوش مصنوعی: هرگز گوش ندادن به صدای فریاد من، تا چه زمانی میتوانی به حرفهای دیگران گوش بدهی؟
از عشوه پیداش بیابند حریفان
کن ذوق که یابم ز نظرهای نهانش
هوش مصنوعی: به خاطر جذابیت و زیبایی او، دوستانم شوق و اشتیاق پیدا میکنند، چون من از نگاههای پنهانش لذت میبرم.
مخصوص منش هست نهان لطفی و ایکاش
اغیار ندانند بمن لطف نهانش
هوش مصنوعی: این لطف و خوبی خاص ذات من است و ای کاش دیگران از این محبت پنهان من باخبر نشوند.
در باغ جهان نیست نهالی که نباشد
با نخل برومند تو پیوند نهانش
هوش مصنوعی: در دنیا هیچ درختی وجود ندارد که با نخل سرزنده تو ارتباط پنهانی نداشته باشد.
آواره از آن بادیه ام من که فتادست
چون ریگ روان بر سر هم تشنه لبانش
هوش مصنوعی: من گم شده در بیابان هستم، مانند ریگ هایی که بر روی هم انباشته شدهاند و تشنه لبان در مسیر خود، که به خاطر وزش بادهای سخت پراکنده شدهاند.
خوش باش که رفته است طبیب آنقدر ازخویش
کز دل نرسد حرف شکایت بزبانش
هوش مصنوعی: شاد باش که پزشک به حدی از خود دور شده که دیگر از دلش بداخلاقی و شکایت بیرون نمیآید.