برگردان به زبان ساده
تا مرا واله آن سرو روان ساخته اند
مهر او را وطن اندر دل و جان ساخته اند
هوش مصنوعی: من را دیوانهی آن سرو زیبا کردهاند، عشق او را در دل و جانم خانه ساختهاند.
تا ز گندم به جهان گرده نان ساخته اند
جای او را وطن اندر دل و جان ساخته اند
هوش مصنوعی: از گندم نان تهیه کردهاند و این نان در دل و جان مردم جایگاه خاصی دارد.
سر اسرار محبت که نهان در گیپاست
در رخ کله نگر نیک عیان ساخته اند
هوش مصنوعی: عشق و محبت که به طور پنهانی وجود دارد، به وضوح و زیبایی در چهره و رفتار معشوق نمایان شده است.
قد رناج بلائی است که در روی زمین
ظاهرا فتنه این خلق جهان ساخته اند
هوش مصنوعی: قد رنج و بلای بسیاری در این دنیا وجود دارد که به نظر میآید ناشی از فتنههایی است که انسانها خودشان ایجاد کردهاند.
زلبیا خاتم حوران بهشتی است مگر
به جهان بهر دل خلق روان ساخته اند
هوش مصنوعی: ز لبیای حوران بهشتی، نشانهای ز زیبایی است که مگر برای دلها و سعادتمندی انسانها در این دنیا خلق شده است.
دعوتی هست دگر، قتلمه او را نام است
دل مجروح مرا مرهم از آن ساخته اند
هوش مصنوعی: دعوتی دیگر وجود دارد که به آن دعوت میگویند. این دعوت به بیماری و درد دل من مربوط میشود و من با آن دل زخمدار خود، درمانی از این درد یافتهام.
دل مسکین مرا بر رخ جانپرور نان
چه کنم آه که این دم نگران ساخته اند
هوش مصنوعی: دل بیچاره من چه کار میتواند دربارهٔ صورت زیبا و دلنشین تو بگوید؟ افسوس که این لحظه باعث نگرانیام شده است.
همه کس را نشود دولت بریان روزی
همچو صوفی ستم دیده به نان ساخته اند
هوش مصنوعی: هیچکس نیست که همیشه خوشبخت باشد؛ مانند صوفیای که تحت ستم روزگار قرار دارد و برای روزیاش به نان خشک و سادهای قناعت کرده است.