برگردان به زبان ساده
در همه دیر مغان نیست چو من شیدائی
خرقه جائی گرو باده و دفتر جائی
هوش مصنوعی: در تمام میخانهها کسی به اندازه من شیدایی و عشق نمیورزد؛ هر کس بخشی از این دیوانگی را دارد، ولی من تمام وجودم را با محبت و مستی پر کردهام.
دارم امروز تمنی طبق بغرائی
برسان بار خدایا به کرم از جایی
هوش مصنوعی: امروز آرزویی دارم و از خدا میخواهم که با لطف خود به من کمک کند و به من بهرهای ارزانی دارد.
سر به کونین فرو ناورم از عیش و نشاط
گر فتد در کف من کاسه گندم وایی
هوش مصنوعی: اگر خوشی و لذت به من برسد و در دستانم کاسهای گندم باشد، هرگز سرم را از زمین برنمیدارم.
نقد جان می دهم از بهر کباب ته نان
ره بازار بگو تا بکنم سودایی
هوش مصنوعی: من جانم را فدای کباب و نانی میکنم که در بازار به دست میآید، بگو که چه چیزی را باید انجام دهم تا به آرزویم برسم.
نشوی غافل از احوال دل من زنهار
هر گه از بهر تصدق بپزی حلوایی
هوش مصنوعی: مبادا از وضعیت دل من غافل شوی! هر زمان که تصمیم به انجام کاری داشتی، مثل پختن حلوایی برای من، حواست جمع باشد.
حاصل از عمر همین است غنیمت داری
هر گه ای خواجه ترا دست دهد گیپایی
هوش مصنوعی: نتیجه و تولید عمر آدمی در این است که هر لحظهای که فرصت دست میدهد، آن را غنیمت بشماری و از آن بهرهبرداری کنی.
این هوس دارم و یابم مگر این در جنت
کاسه شیر برنج و طبق خرمایی
هوش مصنوعی: این آرزو را دارم که شاید بتوانم در بهشتی که در آن کاسهای شیر برنج و ظرفی خرما وجود دارد، حضور داشته باشم.
در تمنای رخ قلیه برنج این ساعت
همچو صوفی نبود در دو جهان شیدایی
هوش مصنوعی: این جمله به شعر اشاره دارد که در آن فردی به شدت مشتاق و آرزومند دیدن چهره محبوب است. او در حال حاضر شبیه یک عارف و صوفی است که در جستجوی عشق و شیدایی است. او این احساس را در دو جهان نمییابد و به نوعی در این لحظه تنها به تمایل به آن چهره و زیباییها متمرکز شده است.