برگردان به زبان ساده
نصیب ما ز می لعل دوست گشته خمار
کنیم جان به سر و کار عشق آخر کار
هوش مصنوعی: نوشیدنی که از میلعل دوست نصیب ما شده، ما را مست کرده است. زندگیام را فدای عشق میکنم و در نهایت، به سرانجام عشق میرسم.
سحر کسی که کند نوش یک دو جو زاسرار
علی الصباح بباید سه کله اش ناچار
هوش مصنوعی: کسی که در صبح زود، چند جرعه از چشمهی معرفت بخورد، ناگزیر باید در سه مرحله به حقیقت دست یابد.
اگر نه بره بریان بود به نیمه روز
چو روزه دار بر آرد گرسنگیش دمار
هوش مصنوعی: اگر برهای بریان نباشد، در نیمروز، مانند کسی که روزهاش را افطار کرده باشد، گرسنگیاش او را از پا در میآورد.
دلم به صحنک ماهیچه آرزومندست
به شرط آن که برو قیمه باشدی بسیار
هوش مصنوعی: دل من آرزو دارد که تصویری زیبا و دلنشین باشد، اما تنها در صورتی که ارزش و قیمت بالایی داشته باشد.
مزاج من که به سودا کشد ز بی برگی
دواش گرده گرم است و دنبه پروار
هوش مصنوعی: حال و هوای من که به خاطر نبودن امید و یاری دچار اندوه است، از شدت این درد و غم، به شدت داغ و پرچربی شده است.
مقدمی بود اندر میان هر قومی
میان آشپزان کله پز بود سردار
هوش مصنوعی: در هر جمعیتی، همواره افرادی هستند که در زمینه خاصی پیشتاز و برجسته میشوند. در میان آشپزان، شخصی وجود دارد که به عنوان سردمدار و رهبر شناخته میشود و در واقع مقام ارشد آن گروه است.
همیشه بر سر گنج است مار، و قیمه نگر
به روی صحنک ماهیچه، گنج بر سر مار
هوش مصنوعی: همیشه در نزدیکی گنج و ثروت خطرهایی وجود دارد. باید با احتیاط به آنچه که در اطراف وجود دارد نگاه کرد، زیرا ممکن است چیزهای ارزشمندی در میان خطرات پنهان شده باشند.
به کار صوفی مسکین نیرزد از بد و نیک
به لوت خوردن و زله بزیست یک دینار
هوش مصنوعی: کار صوفی بیچاره ارزش ندارد؛ او نه به بدی و نه به خوبی ارزش نمیگذارد. فقط به این قناعت میکند که لقمهای بخورد و زحمتش را به یک دینار بگذراند.