برگردان به زبان ساده
دارم دل دیوانه گرفتار به بندی
ای همنفسان در خم ابروی کمندی
هوش مصنوعی: دل دیوانهام در دام عشق گرفتار شده است، ای دوستان همدل، در خم ابرویت همچون کمند به بند کشیده شدهام.
گر دست دهد آه مرا شربت قندی
از غم نرسد بر دل من هیچ گزندی
هوش مصنوعی: اگر دستم به آه و نالهام برسد، مثل شربت شیرین خواهد بود و دیگر غمی بر دل من آسیب نمیزند.
در قید اسیب است دل و کی شود آزاد
مرغی که در افتاد به ناگه به کمندی
هوش مصنوعی: دل انسان در دام مشکلات و آسیبها گرفتار است، مثل پرندهای که ناگهان در دام افتاده و نمیتواند آزاد شود.
در دیده من خوبتر از قامت زناج
حقا که نیاید به جهان سرو بلندی
هوش مصنوعی: در چشم من، هیچ کس به زیبایی و قامت کسی که محبوبم است نمیرسد، واقعاً هیچ درخت بلندی در دنیا وجود ندارد که با او برابری کند.
بگرفت دل از صحنک ططماج الهی
سیراب همی خواهم و غازی سمندی
هوش مصنوعی: دل من از زیباییهای دلانگیز طبیعت پر شده و میخواهم از عشق الهی سیراب شوم و به سوی معشوق پرواز کنم.
تا تن خبری از سر سودا زده یابد
گیپا اگرت نیست بده کله چندی
هوش مصنوعی: تا زمانی که وجود تو خبر از عشق و دیوانگی نگیرد، اگر تو نیستی، پس چرا به خاطر آن چیزی که نیست، خودت را آزار میدهی؟
بر قامت بریان زتنک جامه چو داری
زنهار ز ططماج برو دوز دو بندی
هوش مصنوعی: اگر بر تن خود لباس زبر و خشن داری، مواظب باش که نشوی به زحمتها و مشکلات دچار. دو بند را به درستی به هم دوز که مانع از هجمهها و آسیبها شوی.
صوفی بجز از لوت زدن هیچ نداند
چون او نبود در همه آفاق لوندی
هوش مصنوعی: صوفی تنها به لذت بردن و خوشگذرانی میپردازد و هیچ چیز دیگری از زندگی نمیداند، چرا که مثل او کسی در هیچ کجا وجود ندارد.