برگردان به زبان ساده
تا بر رخ آن مه نظر انداخته دیده
صد گونه بلا این دل بیچاره کشیده
هوش مصنوعی: من وقتی به چهره ی آن ماه زیبا نگاه میکنم، دل بیچارهام درد و آلام زیادی را متحمل شده است.
آن کس که لب دلبر سنبوسه گزیده
صد شکر خدا را که به مقصود رسیده
هوش مصنوعی: هرکس که طعم عشق معشوق را چشیده، باید سپاسگزار خدا باشد که به هدف خود دست یافته است.
امروز چه حال است که آن بره بریان
چون آهوی وحشی ز من خسته رمیده
هوش مصنوعی: امروز چه حال و روزی دارم که آن بره کبابی، مانند آهوی وحشی، از من فراری و خسته است.
بوی حبشی پست کند نکهت نان را
این نوع بلای سیه امروز که دیده
هوش مصنوعی: بوی خوش عشق سیاه، عطر نان را کمرنگ میکند. امروز این بلای تاریک که بر من سایه انداخته، چشمانم را خیره کرده است.
ماننده گیپا دل پر دارم از اندوه
تا بر رخ بریان نظر انداخته دیده
هوش مصنوعی: دل من پر از غم و اندوه است، اما وقتی به چهرهات نگاه میکنم، همهی ناراحتیهایم را فراموش میکنم.
در روی زمین هیچ صدائی به از این نیست
کاواز بر آید که مزعفر برسیده
هوش مصنوعی: بر روی زمین هیچ صدایی بهتر از این نیست که صدای پرچم مزعفر بلند شده باشد.
حاصل که ز عمرش نبود هیچ تمتع
هر کس نمک دیگ حلیمی نچشیده
هوش مصنوعی: زندگی کسی که از آن لذت نبرده باشد، همچون کسی است که هیچگاه طعم نمک در دیگ حلیم را نچشیده است.
جز باد ندیدست به کف صوفی مسکین
چندان که پی صحن مزعفر بدویده
هوش مصنوعی: جز باد، چیز دیگری در دست صوفی مسکین نیست، او تنها باد را در دست دارد، همان طور که تا به حال به دور صحن زعفرانی دویده است.