برگردان به زبان ساده
در چمن چون یاد آن سرو خرامان می کنم
بلبلان را جمع و گلها را پریشان می کنم
هوش مصنوعی: وقتی در باغ به یاد آن سرو زیبا میافتم، بلبلها را دور هم جمع میکنم و گلها را به هم میزنم.
هر سحر کز شوق یاد نان و بریان می کنم
صحن فرنی را به یادش مرهم جان می کنم
هوش مصنوعی: هر صبح که به یاد نان و برنج مورد علاقهام بر میخیزم، به یاد او احساس آرامش و تسلی به جانم میبخشم.
قامت زناج می آید مرا آن دم به یاد
«در چمن چون یاد از سرو خرامان می کنم»
هوش مصنوعی: وقتی که زنی با قد بلند و زیبا به سمت من میآید، به یاد درختان زیبای چمن میافتم که مانند سروهای با وقار و متین در حال حرکتاند.
بر سر سیری کشیدن زله را بس مشکل است
لیک من می نوشم و بر خویش آسان می کنم
هوش مصنوعی: در حالتی که انسانی در رفاه و خوشی باشد، دشوار است که با مشکلات و سختیها دست و پنجه نرم کند. اما من با وجود تمام چالشها، این کار را میکنم و برای خودم این مسائل را آسان میسازم.
ناله جانسوز دارد بر سر آتش کباب
میل از آن من سوی آن مرغ خوش الحان می کنم
هوش مصنوعی: دردی عمیق در دل دارم و در کنار آتش کباب میزنم. به همین خاطر است که به سمت آن مرغ خوش صدا و زیبا میروم و به آن توجه میکنم.
دیدم آن مه گوسفندی چند بریان کرده بود
صوفی خود را بگفت امروز مهمان می کنم
هوش مصنوعی: من دیدم که آن دختر زیبا، چند گوسفند را بریان کرده بود و به صوفی خود گفت: امروز میخواهم از مهمان پذیرایی کنم.
بر سر بغرا چو بینم قلیه های چون عقیق
من کجا یاد آن زمان از لعل و مرجان می کنم
هوش مصنوعی: وقتی در کنار بغرا مینشینم و قلیههایی به زیبایی عقیق را میبینم، هیچگاه یاد روزهایی که با لعل و مرجان بودم نمیکنم.
خواستم در گشنگی تدبیر از نان و کباب
دردم افزون می شود چندان که درمان می کنم
هوش مصنوعی: در شرایط گرسنگی، تلاشم را برای تدبیر و پیدا کردن غذا بیشتر میکنم، اما هر چه بیشتر تلاش میکنم، درد من افزایش مییابد و به جای درمان درد، اوضاع بدتر میشود.