برگردان به زبان ساده
صبا به تهنیت پیر می فروش آمد
که موسم گل و نسرین و ناز و نوش آمد
هوش مصنوعی: نسیم خوشی به عنوان تبریک و شادباش به نزد پیر میفروش رسید، زیرا زمان فصل گلها و زیباییها و لذتها فرارسیده است.
چو دیگ قلیه برنجم سحر به جوش آمد
دل رمیده من ساعتی به هوش آمد
هوش مصنوعی: در صبح زود، مانند دیگی که خوراکی در آن در حال جوشیدن است، دل نگران و بیقرار من نیز مدتی به آرامش رسید و به هوش آمد.
ز شوق نان تنک بین که مرغ بریان باز
به روی آتش سوزنده در خروش آمد
هوش مصنوعی: از شوق و هیجان برای یک نان ترد و خوشمزه، مرغی که بر روی آتش در حال کباب شدن است، با صدای بلندی به طرف آتش پرتاب میشود.
مرا ز دختر گیپا تعجبی است به دل
که با وجود دل پر چرا خموش آمد
هوش مصنوعی: من از دختر گیپا در دل خود شگفتزدهام، چرا که باوجود دلی پر از احساس، او چرا ساکت و خاموش است.
به پنج اشکنه قانع شو و غنیمت دار
ز دیگ کله مرا دوش این به گوش آمد
هوش مصنوعی: به چیزی که به نظر کمتر میرسد راضی باش و قدر آن را بدان، زیرا این کم هم میتواند ارزشمند باشد. دیروز صدایی از دیگ آشپزی به گوشم رسید که نشاندهندهی همان ارزشهای کوچک است.
رسید نان تنک، مژده بخش بریان را
که ناامید نباشی که سترپوش آمد
هوش مصنوعی: نان خشک و کمجان رسید، بشارتی برای آن که بریان شده است. ناامید نباش که پوشش و حمایتی آمد.
ز یمن دولت میمون مطبخی بودست
که خوان اطعمه دوشینه ام به دوش آمد
هوش مصنوعی: به برکت و خوششانسی، طباخی وجود دارد که لطف و مهربانیاش باعث شده سفرهای پرنعمت برای من فراهم بیاورد و من به دوش خود آن سفره را بردارم.
دل شکسته صوفی ز اشتیاق طعام
غلام حلقه به گوشان نان فروش آمد
هوش مصنوعی: دل شکستهی صوفی به خاطر اشتیاقش برای غذا، غلام حلقه به گوش را وادار کرد تا به نانفروشی برود.