برگردان به زبان ساده
باغ مرا چه حاجت سرو و صنوبرست
شمشاد سایه پرور ما از که کمترست
هوش مصنوعی: باغ من به درختان بلند و زیبا احتیاج ندارد؛ زیرا درختانی که در آن هستند، با سایه خود به خوبی از آن مراقبت میکنند و اهمیت و زیبایی خود را دارند.
از بوی قلیه باز مشامم معطرست
این نکهت این زمان زعبیر که کمترست
هوش مصنوعی: بوی خوش قلیه هنوز در هواست و این عطر، به دلنشینی عطر عبیری نیست که کمتر است.
گیپا چو حاضرست به پیشت به روی خوان
از نافه های مشک مگو کان مکررست
هوش مصنوعی: اگر گیپای زیبا در مقابل تو نشسته است و بر روی سفرهای به تو مینگرد، دیگر از عطرهای مشک نگو که این، تکرار مکررات است.
من بعد روی ما و قدمهای کله پز
هست این سرای بخت و سعادت درین سر ست
هوش مصنوعی: بعد از ما و قدمهای نیکو در این خانه، بخت و خوشبختی در این مکان قرار دارد.
درد درون شفا زعسل جوش می شود
تشخیص کرده ایم و مداوا مقررست
هوش مصنوعی: دردهای درونی با عسل بهبود مییابند و ما این را درک کردهایم و برای درمان آن اقدام کردهایم.
من آب روی خود بر دونان چرا برم
این خشک نان ما چو ز خورشید بهترست
هوش مصنوعی: من چرا باید آبرویم را به کسانی که در مقام پایینتری قرار دارند بدهم، در حالی که ما از خورشید هم بهتر هستیم.
دایم برنج خدمت بریان از آن کند
کو در میان اطعمه سلطان و سرورست
هوش مصنوعی: همیشه برنج را با کمال احترام و مرتب تهیه میکنند، زیرا این غذا در میان سایر غذاها برای سلطان و فرمانروایان اهمیت ویژهای دارد.
صوفی خسته بر نخوداب است از آن اسیر
کز بوی عطر او دل و جانش معطرست
هوش مصنوعی: صوفی خسته و بیقرار به عطر خوش یک معشوق دلبستگی دارد؛ او به خاطر بوی عطر آن معشوق دل و جانش خوشبو شده و اسیر زیباییهای اوست.