برگردان به زبان ساده
دل می رود ز دستم صاحبدلان خدا را
دردا که راز پنهان خواهد شد آشکارا
هوش مصنوعی: دل از دستم میرود و صاحبدلان را به خدا میسپارم. افسوس که رازی که در دل دارم، آشکار خواهد شد.
امروز بی نوائیم ای مطبخی خدا را
بر بار نه تو اکنون این دیگ ماس وا را
هوش مصنوعی: امروز در خود احساس بیصدایی دارم، ای آشپز، خدایا! بر گداختن و پختن این دیگ چه شتابی داری.
رازی که هست پنهان اندر درون گیپا
دردا که از شمیمش خواهد شد آشکارا
هوش مصنوعی: راز پنهانی که در دل گیپا وجود دارد، خیلی دردناک است، زیرا بوی آن به زودی آشکار خواهد شد.
هر کار روز میعاد آید نصیب هر کس
گویا که لوت خوردن گشته حواله ما را
هوش مصنوعی: هر فردی در روز سرنوشت و تقدیرش، به آنچه که لیاقتش را دارد خواهد رسید، انگار که ما هم به گونهای از موهبتها بهرهمند شدهایم.
در اشتیاق حلوا دیوانه گشته ام من
اکنون به دست من نه زنجیر زلبیا را
هوش مصنوعی: من اکنون به شدت به حلوا craving دارم و دیوانه شدهام، دیگر نمیتوانم خودم را کنترل کنم و زنجیری که به زبانم میافتد را رها کردهام.
از سرنوشت کوله، دوشاب رفت در دیگ
«گر تو نمی پسندی تغییر کن قضا را»
هوش مصنوعی: از خوش حالی و شیرینی زندگی، میتوان به این نتیجه رسید که اگر شرایط و اوضاع به دلخواه ما نیست، باید خودمان تغییراتی در آن ایجاد کنیم.
ای مطبخی بقائی در دعوتت نبینم
«نیکی به جای یاران فرصت شمار ما را»
هوش مصنوعی: ای آشپز، من در دعوت تو از بقایای یارانم کاری نمیبینم، پس باید به فرصت نیکی که در دست داریم توجه کنیم.
آن دم که لوت خواران در مجمعی نشینند
باشد که یاد آرند صوفی بینوا را
هوش مصنوعی: وقتی که مردان بیدرد و بیاعتنا در جمعی حضور دارند، ممکن است که به یاد آن صوفی بیچاره بیفتند.