برگردان به زبان ساده
ای سرشته غم و درد تو به آب و گل من
سوخت در آتش هجران تو مسکین دل من
هوش مصنوعی: ای غم و درد تو در وجود من ریشه دارد، وجود من در آتش فاصله و جدایی از تو میسوزد و دل بیچارهام در این ناراحتی گرفتار است.
ای سرشته غم گیپا و کدک در دل من
سوخت در آتش بریان دل بی حاصل من
هوش مصنوعی: ای کسی که غم را در وجودم بافتهای، در دل من چون شعلهای میسوزی و میسوزانی، دل بیثمر و بینهایت من را همچون آتشی خاموش کن.
مشکلم بود که در حلقه گیپا چه بود
حل شد از دولت نان، شکر خدا مشکل من
هوش مصنوعی: در ابتدا، مشکل من این بود که نمیدانستم در محافل و جمعهای خاص چه چیزی وجود دارد و نمیتوانستم به راحتی به جواب برسم. اما اکنون با لطف و برکت نان و روزی که به من رسیده، این مسئله برایم حل شده است. من از این نعمت سپاسگزارم.
فکر کر دم که دگر نان نخورم روزی چند
دل بخندید چو گل بر سخن باطل من
هوش مصنوعی: مدتی به این فکر بودم که دیگر روزی چند نان نخواهم خورد و در این حال، دلم شاد بود و مانند گل به سخنان بیمحتوای من خندید.
چون حجاب من و بریان همه نان تنک است
خادم از بهر خدا دفع کن این حائل من
هوش مصنوعی: وقتی که من حجاب و پوششی از خودم دارم، همه چیز به اندازه نان باریکی است. ای خدمتگزار، برای خدا این مانع را از میان بردار.
بوی او مرهم جان است ببین صوفی را
هست اگر قامت زناج بلای دل من
هوش مصنوعی: عطر او تسکینی برای روح است، نگاهی به احوال صوفی بینداز؛ اگرچه قامتش زناج است، اما هنوز بلای دل من است.