برگردان به زبان ساده
گل شکفت و آن گل رخسار یاد آمد مرا
سرو دیدم آن قد و رفتار، یاد آمد مرا
هوش مصنوعی: گل شکفت و زیبایی چهرهاش به یادم آمد. سرو را دیدم و آن قامت و رفتار دلربایش به یادم افتاد.
صبح، دیدم قطرِهٔ شبنم به روی برگ گل
زان لب و دندان گوهر بار، یاد آمد مرا
هوش مصنوعی: صبح، وقتی نگاه کردم، قطره شبنمی را بر روی برگ گل دیدم که یادآور زیبایی و درخشندگی لب و دندان کسی بود که برایم خاطرهانگیز است.
چون به طرف گلستان آمد سحر باد صبا
از نسیم روحبخش یار، یاد آمد مرا
هوش مصنوعی: وقتی صبح سحر به سوی گلستان حرکت کردم، نسیم دلانگیز یارم به یادم آمد.
روی گل دیدم، گریبان چاک کردم غنچه را
هر زمان کان سرو خوشرفتار، یاد آید مرا
هوش مصنوعی: در باغ، وقتی به گل نگاه کردم، به یاد سرو زیبای دوست، دلم را زخم کردم و غنچه را شکافتم، چرا که هر بار که یاد او میافتم، احساس غم و دلتنگی میکنم.
شب صبوحی پیش اهل دل ز هامون میگذشت
زان دل دیوانهٔ افگار، یاد آمد مرا
هوش مصنوعی: در یک شب دلانگیز، وقتی که بادهنوشان در کنار هم بودند، یاد آن دل دیوانه و غمگین به خاطرم آمد، در حالی که از جایی به نام هامون میگذشتند.