برگردان به زبان ساده
بیا با ما درین دریا به سر بر
از اینجا دامنی خوش پر گهر بر
هوش مصنوعی: بیایید با هم در این دریا شنا کنیم و از اینجا دور شویم و دامن خوشی پر از جواهر به همراه داشته باشیم.
ز ما بشنو حبابی پر کن از آب
حباب از آب و در وی آب دریاب
هوش مصنوعی: از ما بشنو که حبابی درست کن و آن را با آب پر کن. حبابی که از آب ساخته شده را درون آب بگذار و از آن آب بگیر.
به معنی آب در صورت حباب است
ببین در این و آن کان هر دو آبست
هوش مصنوعی: در اینجا شاعر به این نکته اشاره میکند که در ظاهر، حبابها نمایانگر چیزی هستند که به نظر میرسد، اما در واقع درون آنها آب وجود دارد. این به ما یادآوری میکند که با وجود تفاوتهای ظاهری، در عمق همهی چیزها حقیقتی مشابه وجود دارد؛ یعنی در نهایت همه آنچه به نظر جدا و متفاوت میرسند، در اصل به یک حقیقت مشترک پیوند دارند.
دمی در آفتاب و سایه بنگر
در آن هم سایه را همسایه بنگر
هوش مصنوعی: لحظهای در آفتاب بمان و به سایه نگاه کن. در آن حال سایه را همسایهوار ببین.
چه دریائی که ما غرقیم در وی
چه خوش جامی که ما داریم پر می
هوش مصنوعی: چه دریایی که ما در آن غرق شدهایم، و چه خوش حالتی که در جام خود از شراب پر داریم.
درین دریا به عین ما نظر کن
صدف بشکن تماشای گهر کن
هوش مصنوعی: در این دریا به چشم خود نگاه کن و صدف را بشکن تا زیبایی گوهر را ببینی.
اگر نورست اگر ظلمت که او راست
به راه کج مرو بشنو ز ما راست
هوش مصنوعی: خواه نور باشد یا تاریکی، او همان خواهد بود. پس در راه اشتباه نرو و از ما بشنو که درست را بگوئیم.
وجودی جز وجود او نبینی
اگر آئی به چشم ما نشینی
هوش مصنوعی: اگر به حقیقت بنگری، جز وجود او را نمیتوانی ببینی؛ اگر به چشم ما بنشینی و از نزدیک نگاه کنی، تمام چیزها به او وابستهاند.
به نور او جمال او توان دید
چنین می بین که سید آنچنان دید
هوش مصنوعی: با تابش نور او، زیبایی او قابل مشاهده است؛ میتوان گفت که سید نیز به همین شیوه به او نگاه کرده است.
نشان بی نشانی عارفان است
اگرچه بی نشانی هم نشان است
هوش مصنوعی: عارفان به گونهای از نمایش و وجود دست مییابند که خود را در عین بینشانی و عدم نمایش، به خوبی معرفی میکنند. در واقع، نبود نشان و نشانه نیز میتواند نشانهای از وجود واقعی و معرفت عارفان باشد.