غزل شمارهٔ ۹۸۳
شاه نعمتالله ولی
»
غزلیات
»
غزل شمارهٔ ۹۸۳
منم آن رند عاشق مطلق
که انا الحق همی زنم بر حق
زورق اندر محیط نیست عجب
عجبست این محیط در زورق
لیس فی الدار غیره دیار
اوست معشوق عاشق مطلق
دیده از غیر حق فرو بستیم
تا گشودیم رمز این مغلق
ظاهر و باطن تو ای سید
ظاهرت خلق گیر و باطن حق
غزل شمارهٔ ۹۸۲: در آینهٔ وجود مطلق
غزل شمارهٔ ۹۸۴: در محیطی فکنده ام زورق
اطلاعات
وزن:
فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)
قالب شعری:
غزل
منبع اولیه:
کتابخانهٔ تصوف
تعداد ابیات:
5
* با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
برگردان به زبان ساده
منم آن رند عاشق مطلق
که انا الحق همی زنم بر حق
هوش مصنوعی: من عشق را به طور کامل در خود دارم و با شجاعت و جسارت به حقیقت و واقعیت اشاره میکنم.
زورق اندر محیط نیست عجب
عجبست این محیط در زورق
هوش مصنوعی: در دریا یا دریاچه، قایق در حال حرکت است، و شگفتی اینجاست که این محیط گستردهای که قایق در آن است، خود در به حرکت درآوردن قایق نقش دارد.
لیس فی الدار غیره دیار
اوست معشوق عاشق مطلق
هوش مصنوعی: در خانه جز او کسی نیست، او معشوقی است که عاشق به طور کامل و تمام به او تعلق دارد.
دیده از غیر حق فرو بستیم
تا گشودیم رمز این مغلق
هوش مصنوعی: چشمهامان را بر روی غیر از حقیقت بستهایم تا زمانی که رمز و راز این مطلب پیچیده را باز کنیم.
ظاهر و باطن تو ای سید
ظاهرت خلق گیر و باطن حق
هوش مصنوعی: ای مولای بزرگ، ظاهر تو شامل ویژگیهای انسانی و خلقی است و باطن تو در واقع حقیقت و معنای عمیقتری دارد.