برگردان به زبان ساده
وقت آن آمد که ما را باز بنوازی به لطف
یک زمانی از کرم با ما بپردازی به لطف
هوش مصنوعی: زمانی فرا رسیده که تو دوباره با مهربانی به ما توجه کنی و از نعمتهایت به ما بدهی.
حال ما گرچه خرابست ، از کرم معمور ساز
خوش بود گر ساز ما را باز بنوازی به لطف
هوش مصنوعی: وضع ما اگرچه خوب نیست، اما از لطف تو خوشحال میشویم اگر دوباره ما را با نوازشهای خودت آرامش بخشی.
گرچه بر خاک درم انداختی ای نور چشم
چشم آن دارم که از چشمم نیندازی به لطف
هوش مصنوعی: هرچند که تو مرا بر خاک انداختی و مرا بی ارزش کردی، اما من امید دارم که تو به لطف خود، مرا از چشمت نیندازی و همچنان مرا در یاد داشته باشی.
آفتاب عالمی و عالمی در سایه ات
لطف فرمائی و کار عالمی سازی به لطف
هوش مصنوعی: تو مانند آفتابی هستی که جهان را روشن میکنی و در سایهات به بندگان خود مهربانی میکنی. به واسطه لطف و رحمتت، به جهانیان سامان و زندگی میدهی.
عشقبازی می کنی با ما ولی پنهان ز ما
این لطیفه گر که با ما عشق می بازی به لطف
هوش مصنوعی: تو به طور پنهانی با ما عشق بازی میکنی، اما اگر این لطافت را در عشق ورزیدن با ما نشان دهی، بسیار دلانگیز خواهد بود.