برگردان به زبان ساده
غلغلهٔ عاشقان مجلس کوی غمش
سلسلهٔ اهل دل حلقهٔ موی غمش
هوش مصنوعی: در مجلس عاشقان، سر و صدای زیادی برپاست و عشق او، همچون رشتهای از موهایش، دلهای عارفان را به هم میپیوندد.
در خم چوگان غم دل شده غلطان به سر
شادی آن سر که او گردد و کوی غمش
هوش مصنوعی: در بازی چوگان، غم دل به شدت احساس میشود و به دنبال شادی، سر آن را به سمت جایی میبرند که ممکن است با نزدیکی به محلی که غم را به یاد میآورد، مواجه شوند.
این دل مسکین من خرم و دلشاد شد
تا به مشامم رسید شمهٔ بوی غمش
هوش مصنوعی: دل بیچارهام خوشحال و خرم شد، وقتی که بوی اندوه او به مشامم رسید.
مست می غم شدم شادی مستان غم
میل ندارم به هیچ جز که به سوی غمش
هوش مصنوعی: من از شدت غم مانند یک مست شدم و دیگر هیچ شادیای نمیخواهم، جز اینکه به سوی غمش بروم.
گفت من و گوی او راحت قلب حزین
جست دل و جوی جان دیدن روی غمش
هوش مصنوعی: او میگوید که من و او به آرامش قلب غمزدهام رسیدیم و به دنبال دل و جان خود هستیم تا چهرهی غمگینش را ببینیم.
بی سر و بی پا منم همدم رندان غم
سرخوشم و می روم بر سر کوی غمش
هوش مصنوعی: من بدون هیچ گونه قدرت یا اقتداری در کنار رندان خوشحال زندگی میکنم و در مسیر خیابان عشق او قدم میزنم.
درد غم و درد او آمده درمان ما
سید ما شد به جان بندهٔ خوی غمش
هوش مصنوعی: درد غم و نگرانی ما به وسیلهٔ محبت و وجود سید ما بهبود یافته است، و به این خاطر، غم او را به جان خریدهایم.