برگردان به زبان ساده
عشق آمد و جام می به دستش
جانم به فدای چشم مستش
هوش مصنوعی: عشق به من نزدیک شد و جامی پر از می در دست داشت، جانم را به خاطر چشمان خمار و پرجذبهاش فدای او میکنم.
برخواست بلا و فتنه بنشست
از قد بلند و زلف پستش
هوش مصنوعی: بلا و مشکلاتی که به وجود آمده است، به خاطر قامت بلندی و موهای پایین فردی است که در اینجا توصیف شده است. به عبارتی، زیبایی و جذابیت او باعث ایجاد اختلالات و چالشهایی شده است.
بنشست به تخت دل چو شاهی
یا رب چه خوشست این نشستش
هوش مصنوعی: دل مانند یک شاه روی تخت نشسته است و ای کاش این حالت جاودانه باقی بماند، زیرا بسیار لذتبخش است.
صد توبه به یک کرشمه بشکست
سرمستی چشم می پرستش
هوش مصنوعی: صد بار توبه کردم، اما با یک نگاه دلبرانه، همه آنها به خاطر سرمستی چشمان معشوقم شکسته شد.
ای عقل برو که عشق سرمست
عهد من و توبه هم شکستش
هوش مصنوعی: ای عقل، برو کنار، چرا که عشق مرا به شدت به خود مشغول کرده و همچنین عهد و قراردادم را با توبه نیز نقض کرده است.
در مذهب عشق هیچ بد نیست
نیک است هر آنچه عشق هستش
هوش مصنوعی: در عشق، هیچ چیز نامناسب نیست و هر آنچه در عشق وجود دارد، خوب است.
رندیم و حریف نعمت الله
سر بر قدم و به دست دستش
هوش مصنوعی: ما آزاد و بیپروا هستیم و در کنار نعمتالله با سر به نشانه احترام به او سجده میکنیم و دست در دست او داریم.