برگردان به زبان ساده
رنج عشقی کشیده ام که مپرس
دُرد دردی چشیده ام که مپرس
هوش مصنوعی: عشقی را تجربه کردهام که هیچگاه نمیتوانی در موردش بپرسی و دردی را حس کردهام که به هیچ وجه نمیتوانی از من بپرسی.
در طریقی که نیست پایانش
بر و بحری بریده ام که مپرس
هوش مصنوعی: در مسیری حرکت کردهام که هیچ پایانی برای آن وجود ندارد و در دریایی به عمق و وسعتی فرورفتهام که نباید دربارهاش سوال کنی.
دیده ام صورتی که دیده ندید
معنئی را شنیده ام که مپرس
هوش مصنوعی: چشمی را دیدهام که زیباییاش وصفناشدنی است و معنایی را شنیدهام که بیانش دشوار است، پس بهتر است دربارهاش سؤال نکنی.
گفته ام نکته ای تو را که مگو
خط به حرفی کشیده ام که مپرس
هوش مصنوعی: به تو مطلبی گفتهام که لازم نیست آن را بازگو کنی و حرفی نیز در موردش نزن.
بلبل مست گلشن عشقم
ز آشیانی پریده ام که مپرس
هوش مصنوعی: پرندهای خوشحال و شاداب از باغ عشق، از لانهام دور شدهام، پس از من نپرس که کجا رفتهام.
عاشق و رند و لاابالی وار
ازجهانی رسیده ام که مپرس
هوش مصنوعی: من به جهانی رسیدهام که در آن عاشق و سرزنده و بیخیال هستم؛ از جزئیات و مشکلات آن نپرس.
بندهٔ وا فروختم به بها
سیدی را خریده ایم که مپرس
هوش مصنوعی: من خودم را به قیمت پایین فروختهام و حالا سرپرستی دارم که بهتر است دربارهاش سوال نپرسید.