برگردان به زبان ساده
مرغ دل در دام زلف دلبری افتاده باز
عشق جانان جان ما بر باد خواهد داد باز
هوش مصنوعی: پرندهی دل در دام زلف محبوب گرفتار شده است و دوباره عشق معشوق جان ما را به خطر میاندازد.
زاهد خلوت نشین از خان و مان دل برگرفت
مجلسی مستانه در کوی مغان بنهاد باز
هوش مصنوعی: ترکیبی از دنیای زهد و عشق را به تصویر میکشد. مردی زاهد که زندگی کلیشهای و منزوی خود را رها کرده و به دنیای شادی و مستی در شهر مغان روی آورده است. او دیگر دل به خانه و زندگی قبلیاش نمیبندد و در مرز بین دیانت و عشق، به دنبال لحظاتی پر از شور و نشاط است.
توبه بشکستیم و دیگر در شراب افتاده ایم
هر که آمد سوی ما مانند ما افتاد باز
هوش مصنوعی: ما عهد خود را شکستیم و دوباره در دام شراب افتادهایم. هر کسی که به ما میرسد، در این لذت غرق میشود و همانند ما به این وضعیت دچار میشود.
بر خیال عقل بی بنیاد بی بنیادی من
تا چه آید بر سرت زین عقل بی بنیاد باز
هوش مصنوعی: به تصور من که هیچگونه پایه و اساسی ندارد، چه چیزی بر سرت میآید از این عقل که خود نیز بیاساس است.
روی دل بر درگه سلطان خود آورده ایم
آمده بر درگه شه بنده ای آزاد باز
هوش مصنوعی: دل را به درگاه سلطان خود آوردهایم و به درگاه پادشاه آمدهایم، در حالی که بندهای آزاد هستیم.
آب چشم ما چو دجله می رود هر سو روان
شاید ار معمور سازد خطهٔ بغداد باز
هوش مصنوعی: آب چشمان ما مانند رود دجله در حال جریان است و ممکن است روزی سرزمین بغداد را دوباره آباد کند.
خوش گشادی از گشاد نعمت الله یافتیم
تا در میخانه را بر روی ما بگشاد باز
هوش مصنوعی: خوشحالی و خوشبختی را از لطف و نعمت خدا به دست آوردیم، تا اینکه در میخانه به روی ما گشوده شد و به ما اجازه ورود دادند.