برگردان به زبان ساده
دل به دست زلف او دادیم باز
با پریشانی در افتادیم باز
هوش مصنوعی: دل خود را به جاذبههای زلف او سپردیم و دوباره در وضعیت نامناسبی قرار گرفتیم.
بر امید آنکه بر ما بگذرد
رو به خاک راه بنهادیم باز
هوش مصنوعی: بر اساس امیدی که داریم، به سمت خاک راه افتادیم و دوباره به آن بازگشتیم.
در خرابات مغان مستانه ایم
خوش در میخانه بگشادیم باز
هوش مصنوعی: در مکانهای پر از شادی و خوشی، ما به صورت مستانه زندگی میکنیم و در میخانه، دوباره درها را به روی خود باز کردهایم.
توبه بشکستیم فارغ از خمار
داد خود از جام می دادیم باز
هوش مصنوعی: ما توبهمان را شکستیم و دیگر از سرخوشی و نشئگی نگران نیستیم؛ از جام می نوشیدیم و به حال خودمان میرسیدیم.
عقل بود استاد و ما مزدور او
این زمان استاد استادیم باز
هوش مصنوعی: عقل معلم ماست و ما برای او کار میکنیم، اما اکنون خودمان به مقام بالاتری رسیدهایم و معلمی میکنیم.
غم بسی خوردیم از هجران ولی
از وصال یار دلشادیم باز
هوش مصنوعی: ما از دوری یار خیلی غم خوردیم، اما حالا که دوباره او را پیدا کردهایم، خوشحال و شادمانیم.
بندهٔ سید شدیم از جان و دل
از غلام و خواجه آزادیم باز
هوش مصنوعی: ما به عنوان خدمتگزار و دانشجوی واقعی یک سید (فرزند پیامبر) در تمام وجودمان به او ارادت داریم و از بندگی و خدمت به او لذت میبریم، به طوری که دیگر نیازی به غلامی و وابستگی نداریم.