برگردان به زبان ساده
عمر ما رفته بود باز آمد
کارساز خوشم به ساز آمد
هوش مصنوعی: زندگی ما تمام شده بود، اما دوباره فرصتی پیش آمد. خوشحالم که این فرصت جدید به وجود آمد.
مطربم ساز عاشقان بنواخت
باز آواز دلنواز آمد
هوش مصنوعی: من نوازندهام و سازم عشق را چنان مینوازد که صدای دلنوازش به گوش میرسد.
می کند باز ناز خواجه ایاز
جان محمود در نیاز آمد
هوش مصنوعی: خواجه ایاز با ناز و طلب، جان محمود را به رعایت نیاز و درخواست خود میکشاند.
نقد قلبی ز آتش عشقش
گرم گردید و پاکباز آمد
هوش مصنوعی: دل از شوق عشق او جانی دوباره گرفت و به خاطر این عشق تمام وجودش را فدای او کرد.
باز پرواز کرد از بر شاه
کرد صید خوشی و باز آمد
هوش مصنوعی: پرنده دوباره به پرواز درآمد و بعد از شکار خوشی به سوی شاه برگشت.
عشق مستست و جام می بر دست
در ولایت به ترکتاز آمد
هوش مصنوعی: عشق حالت نشئگی و سرمستی دارد و مانند کسی است که جام می در دستش است، در سرزمین عشق به شدت و شجاعانه میتازد و پیش میرود.
نعمت الله رسید مست و خراب
این چنین حاجی از حجاز آمد
هوش مصنوعی: نعمت اله به خاطر عشق و شوقی که دارد، با حالتی سرمست و به شدت تحت تاثیر، از سرزمین حجاز بازگشته است.