برگردان به زبان ساده
ذوقیست دلم را که به عالم نتوان داد
تا بود چنین بوده و تا باد چنین باد
هوش مصنوعی: دل من به یک شادی خاصی میرسد که نمیتوان آن را با هیچ چیز در دنیا عوض کرد. این حس، مدام بوده و امیدوارم همیشه همینطور باقی بماند.
یادت نکنم زان که فراموش نکردم
ناکرده فراموش چگونه کنمت یاد
هوش مصنوعی: هرگز تو را فراموش نخواهم کرد، چون فراموش نکردهام که چگونه میتوانی به یادم بیایی.
چشمی که منور نشد از نور جمالش
گر نور دو چشمست که او از نظر افتاد
هوش مصنوعی: چشمی که به زیبایی او روشنایی نیابد، حتی اگر هر دو چشم هم نور داشته باشند، باز هم از دیدن او بیخبر مانده است.
از دولت ساقی که جهان باد به کامش
از لعل لبت جام بخواهیم بسی داد
هوش مصنوعی: از خوشیهای موجود در دنیا و لطف ساقی، به خاطر لبهای سرخ تو، از او میخواهیم که برای ما جامی پر از شراب بیاورد و به ما بدهد.
عمریست که بر حسن و جمالش نگرانیم
یا رب که چنین عمر بسی سال بماناد
هوش مصنوعی: سالیان زیادی است که ما به زیبایی و جذابیت او فکر میکنیم، خدایا امیدواریم که این عمر طولانی ادامه داشته باشد.
ساقی و حریفان همه جمعند درین بزم
بزمی است ملوکانه نهادیم به بنیاد
هوش مصنوعی: در این جلسه شادمانی، ساقی و دوستان همه دور هم gathered شدهاند. ما در این میهمانی سلطنتی، پایهگذاری کردهایم که خود را در آن قرار دهیم.
سلطان بود آن کس که بود بندهٔ سید
صد جان بفدایش که بود بندهٔ استاد
هوش مصنوعی: آن کس که در مقام سلطنت بود، در واقع بنده و خدمتگزار مولای والامقامی است که جانهای زیاد را به او فدای خود کرده است، زیرا او نیز بنده استاد بزرگوار خود است.