برگردان به زبان ساده
دل به دست زلف دلبر اوفتاد
بی تکلف خوب در خور اوفتاد
هوش مصنوعی: دل به زلف معشوقهام سپرده شده و بدون هیچ گونه خواهش و ادعایی، زیباییاش بهخوبی جلوه کرده است.
در خرابات مغان مستانه رفت
غرقه خود را دید خوشتر اوفتاد
هوش مصنوعی: در محفل میپرستان، با حالتی شاداب و سرمست وارد شدم و وقتی خود را در آنجا دیدم، احساس کردم که این وضعیت برایم دلپذیرتر شده است.
بر در میخانه با ساقی نشست
پای او بوسید و بر سر او فتاد
هوش مصنوعی: در درگاه میخانه، با ساقی نشست و پای او را بوسید و بر سرش افتاد.
بارها دل در شراب افتاده بود
توبه را بشکست و دیگر اوفتاد
هوش مصنوعی: دل بارها شراب نوشیده و به خاطر آن توبه کرده، اما دوباره به همان حال برگشته است.
از سر هر دو جهان برخواستند
بر سر کویش کسی گر اوفتاد
هوش مصنوعی: هر دو جهان به خاطر او به پا خواستهاند و اگر کسی بر سر عشق او به زمین بیفتد، جای تعجبی نیست.
آفتاب او به ما ظاهر چو شد
ماه ما از جمله انور اوفتاد
هوش مصنوعی: هنگامی که نور خورشید او بر ما تابید، نور ماه ما نیز از میان نور او کاهش یافت.
نعمت الله بازسازی خوش نواخت
غلغلی در هفت کشور اوفتاد
هوش مصنوعی: نعمت الله با صدای دلنشین خود به بازسازی و ایجاد سر و صدای شاداب در هفت سرزمین پرداخت.