برگردان به زبان ساده
خوش درددلی دارم درمان به چه کار آید
با کفر سر زلفش ایمان به چه کار آید
هوش مصنوعی: من دلی شاد و پرخوش دارم، اما دارو و درمان برایم فایدهای ندارد؛ چراکه اگر در عشق او به کفر برسم، دیگر ایمان و اعتقاد به چه کارم میآید؟
دل زنده بود جانم چون کشتهٔ عشق اوست
بی خدمت آن جانان این جان به چه کار آید
هوش مصنوعی: دل من زنده است زیرا که عاشق او هستم. اگر در خدمت آن محبوب نباشم، این جان چه ارزشی دارد؟
عقل از سر مخموری سامان طلبد از ما
ما عاشق سرمستیم سامان به چه کار آید
هوش مصنوعی: عقل در حالت هوشیاری به نظم و ترتیب نیاز دارد، اما ما عاشقان مست و سرخوش هستیم و نیازی به نظم نداریم.
عشق آمد و ملک دل بگرفت به سلطانی
جز حضرت این سلطان به چه کار آید
هوش مصنوعی: عشق به دل من وارد شد و آن را به یک پادشاهی تبدیل کرد. هیچ فرمانروایی جز این عشق نمیتواند برای من ارزشمند باشد.
در خلوت میخانه بزمی است ملوکانه
روضه چو بود اینجا رضوان به چه کار آید
هوش مصنوعی: در فضای خلوت میکده، جشنی سلطنتی برپا است. اگر اینجا جنت و نعمت بهشت وجود داشته باشد، چه نیازی به آن است؟
ماهان ز خدا خواهم با صحبت مه رویان
بی صحبت مه رویان ماهان به چه کار آید
هوش مصنوعی: من از خدا میخواهم که با زیباییهای ماهرویان صحبت کنم؛ اما بدون این زیباییها، چه فایدهای دارد که من به زندگی خود ادامه دهم؟
با سید سرمستان کرمان چو بهشتی بود
بی نور حضور او کرمان به چه کار آید
هوش مصنوعی: در روایت این بیت، شاعر به توصیف جمال و مقام سید سرمستان کرمان میپردازد و به نوعی میگوید که حتی اگر بهشتی در میان ما باشد، باز هم نور و حضور او از آن بهشت مهمتر است. در واقع، بدون وجود این حضور در کرمان، آن دیار ارزش خاصی ندارد.