برگردان به زبان ساده
جان ندارد هر که جانانیش نیست
گرچه تن دارد ولی جانیش نیست
هوش مصنوعی: کسی که معشوقی ندارد، در واقع زندگی ندارد، حتی اگر از نظر جسمی زنده باشد؛ زیرا روح و جان او بدون عشق کامل نیست.
زاهد گوشه نشین در عشق او
هست از زاهد ولی آنیش نیست
هوش مصنوعی: عاشقانی که به دور از دنیا نشستهاند، در عشق او قرار دارند، ولی نشان میدهد که زاهدان فقط ظاهری از عشق را دارند و در باطن به آن نمیپردازند.
کفر زلفش گر ندارد دیگری
کی بود مومن که ایمانیش نیست
هوش مصنوعی: اگر زلف او کفر و بیدینی را نشان بدهد، هیچکس نمیتواند بگوید که مؤمنی وجود دارد، چرا که ایمان او واقعی نیست.
بی سر و سامان شدم در عاشقی
ای خوش آن رندی که سامانیش نیست
هوش مصنوعی: در عاشقی بینظم و بیسر و سامان شدهام، و خوش به حال آن کسی که هیچ ترتیبی برای خود ندارد و در آزادیاش خوشحال است.
ساغر می گرچه دارد جرعهای
همچو خم، ذوق فراوانیش نیست
هوش مصنوعی: هرچند جام شراب دارای جرعهای به اندازهی خمره است، اما لذت و شادی ناشی از آن بسیار کمتر است.
هر دلی کز عشق او شد دردمند
غیر دُرد درد درمانیش نیست
هوش مصنوعی: هر دلی که از عشق او در رنج و درد باشد، هیچ دارویی برای درمان آن درد ندارد.
سید سرمست مهمان من است
هیچکس چون بنده مهمانیش نیست
هوش مصنوعی: سید خوشحال و سرمست، مهمان من است و هیچکس نمیتواند مانند من از مهمانی او لذت ببرد.