برگردان به زبان ساده
برو ای خواجهٔ عاقل از این دنیا چه می جوئی
چو بی دردی دوای دل ز بودردا چه می جوئی
هوش مصنوعی: ای انسان خُردمند، از این دنیا چه میخواهی؟ وقتی هیچ دردی نداری، چرا به دنبال درمان دل خود هستی؟
دکان را کرده ویران و دادی مایه را بر باد
زیان کردی و سودی نه ازین سودا چه می جوئی
هوش مصنوعی: شما مغازه را خراب کردی و سرمایهات را به باد دادی. از این اقدام هیچ سودی نبردی، پس به چه چیزی در این معامله امید داری؟
اگر تو آبرو جوئی در آ در بحر ما با ما
چو آبروی ما یابی دگر از ما چه می جوئی
هوش مصنوعی: اگر به دنبال آبرو هستی، به دریا و جمع ما بیا. زمانی که آبرو و حیثیت ما را بدست بیاوری، دیگر از ما چه چیزی میخواهی؟
چنان شهر خوشی داری چو در غربت گرفتاری
روان شو تا به شهر خود بگو اینجا چه می جوئی
هوش مصنوعی: شما در شهری شاد و خوش هستید، اما وقتی در روزگار دوری و بیکسی قرار دارید، بهتر است که به سمت خانهتان بروید و به دیگران بگویید چرا در اینجا هستید و چه چیزی را جستجو میکنید.
در این خلوتسرای دل نگنجد غیر او دیگر
چو غیری نیست درخلوت تو غیری را چه می جوئی
هوش مصنوعی: در دل این مکان خلوت، جز او جایی برای کسی دیگر وجود ندارد. وقتی کسی غیر از او نیست، چرا به دنبال کسی دیگر میگردی؟
به چشم مست ما بنگر که نور سید عینی
نظر کن دیدهٔ بینا ز نابینا چه می جوئی
هوش مصنوعی: به چشمان سرشار از شراب ما نگاه کن و ببین که نور سید را چگونه میتوان دید. پس به چه چیزی از یک بینا و نابینا میخواهی دست یابی؟