برگردان به زبان ساده
ای از جمال رویت نقش جهان خیالی
وی ز آفتاب رویت هر ذره ای هلالی
هوش مصنوعی: تو که زیباییات به قدری است که تمام جهان در خیال من نقش بسته است و هر ذرهای از نور چهرهات همچون هلالی است که از آفتاب پرتوافشان میشود.
این مظهر مطهر روشن شد از جمالت
در آینه نمودی تمثال بی مثالی
هوش مصنوعی: این مکان پاک و نورانی به دلیل زیباییهای تو روشن شد و تو در آینه تصویر بینظیری را نشان دادی.
از چشم پر خمارت هر گوشه نیم مستی
وز لعل شکرینت در هر طرف زلالی
هوش مصنوعی: از چشم زیبای تو، من همیشه حالت مستی دارم و از لبان شیرینت در هر جا طراوت و تازگی میبینم.
دارم هوا که گردم خاک در سرایت
این دولت ار بیابم ما را بود کمالی
هوش مصنوعی: من آرزو دارم که در خانه تو زندگی کنم و اگر فرصتی پیدا کنم، به مقام و مرتبهای بالایی برسم.
صوفی و کنج خلوت رند و شرابخانه
هر یک به جستجوئی باشند و ما به حالی
هوش مصنوعی: صوفی و رند، هر کدام در جستجوی حقیقت و خودشناسی هستند، در حالی که ما در وضعیت خاصی به سر میبریم.
در خلوت سرایت جان خواست تا درآید
گفتم مرو مبادا یابد ز تو ملالی
هوش مصنوعی: در تنهایی خود، روح من خواست که وارد شود، اما من به او گفتم که نرود، مبادا که تو را ناراحت کند.
سید خیال رویت پیوسته بسته با دل
ای جان من که دارد خوشتر ازین خیالی
هوش مصنوعی: ای جان من، همیشه خیال صورت تو در دل من جا دارد و برای من هیچ چیزی خوشتر از این خیال نیست.