برگردان به زبان ساده
درآمد ترک سرمستی که غارت می کند خانه
چنان مستست کز مستی نداند خویش بیگانه
هوش مصنوعی: مردی سرمست و شاداب به خانهام وارد شده است و به قدری مست و سرخوش است که حتی از حال و وضعیت خودش هم خبر ندارد و این موضوع باعث میشود که او در کارهایش بیپروا و غافل از اطرافش باشد.
خراباتست و من سرمست و ساقی جام می بر دست
بهشت جاودان ما بود این کنج میخانه
هوش مصنوعی: در این مکان خراب و آشفته، من سرشار از شادی و مستی هستم و ساقی، جام می را در دست دارد. این گوشه از میخانه، برای ما بهشتی ابدی محسوب میشود.
ز عشقش آتشی افروخت جان عاشقان را سوخت
وجود ما و عشق او مثال شمع و پروانه
هوش مصنوعی: عشق او شوق و حرارتی در دل عاشقان ایجاد کرده و وجود ما به خاطر این عشق مانند شمعی است که پروانه به دورش میچرخد و در آتش آن میسوزد.
برو ای عقل سرگردان که من مستم تو مخموری
سخن از غیر میگوئی مرا با غیر پروانه
هوش مصنوعی: ای عقل و درایت بیهدف، برو! من در حال مستی هستم و تو نمیدانی که من در چه حالتی قرار دارم. تو درباره موضوعات دیگر سخن میگویی و مرا با این حرفها نمیفریبی.
درین بزم ملوکانه نشسته جان و جانانه
نشسته جان و جانانه در این بزم ملوکانه
هوش مصنوعی: در این مجلس باشکوه و سلطنتی، روح و محبوب من در کنار هم نشستهاند.
اگر جانست حیرانست و گر دل والهٔ عشقست
اگر علمست نادانست و گر عقلست دیوانه
هوش مصنوعی: اگر جان وجود دارد، در حیرت و شگفتی است؛ و اگر دل وجود دارد، در عشق سرگشته است. اگر علم وجود دارد، نادان است؛ و اگر عقل وجود دارد، دیوانه است.
بیا ای مطرب عشاق و ساز عاشقان بنواز
حریف نعمت الله شو بخوان این قول مستانه
هوش مصنوعی: بیا ای نوازنده عاشقان، و برای عشقها موسیقی بزن. همراه با نعمت الله به شادی بپرداز و این سخن شاداب را بخوان.