برگردان به زبان ساده
عشق او خوش آتشی افروخته
غیرت او غیر او را سوخته
هوش مصنوعی: عشق او مانند آتش زبانه کشیدهای است که غیرت او همه چیز غیر از خودش را میسوزاند.
عشقبازی کار آتش بازی است
او چنین کاری به ما آموخته
هوش مصنوعی: عشق و محبت هم مانند آتشبازی است و او به ما نشان داده که چگونه میتوانیم در این بازی و هنر عشقورزی مهارت پیدا کنیم.
گنج او در کنج دل ما یافتیم
دل فراوان نقد از او اندوخته
هوش مصنوعی: خزانه او را در دلهای ما پیدا کردیم و دلهای زیادی را از او به دست آوردیم.
نور ما روشنتر است از آفتاب
گوئیا از نار عشق افروخته
هوش مصنوعی: نور ما از نور آفتاب روشنتر است، گویی که این روشنی از آتش عشق زبانه میکشد.
جام و می با یکدگر آمیخته
خون میخواران به خاکش ریخته
هوش مصنوعی: جام و شراب به هم آمیختهاند و خون نوشندگان شراب به زمین ریخته شده است.
زلف بگشوده نموده آن جمال
شیوهٔ او فتنه ها انگیخته
هوش مصنوعی: زلفهایش را باز کرده و زیبایی او موجب ایجاد فریب و وسوسههای زیادی شده است.
ساقی سرمست خمی پر ز می
بر سر رندان عالم ریخته
هوش مصنوعی: بدهکارانی که در دنیا هستند، به خاطر می مست و شاداب ساقی، سرشار از شراب و لذت شدهاند و این شادی و پرخوری در دلهای ایشان نفوذ کرده است.
در خرابات مغان مست و خراب
عاشقانه مجلسی انگیخته
هوش مصنوعی: در محفل شرابخواران، با حالتی مست و شاداب، جشنی عاشقانه برپا شده است.
سیدم زلف سیادت برفشاند
عالمی را دل در او آویخته
هوش مصنوعی: عالمی به زیبایی و لطفی که از سید دارد، دل خود را به او سپرده و تحت تأثیر زلف سیاه او قرار گرفته است.