برگردان به زبان ساده
نور رویش پرتوی بر ماهتاب انداخته
جعد زلفش سایبان بر آفتاب انداخته
هوش مصنوعی: نور چهرهاش نوری را به ماه تابان داده و حالت زیبای موهایش سایهای بر آفتاب افکنده است.
سنبل زلفش پریشان کرده بر رخسار گل
بلبل شوریده را در پیچ و تاب انداخته
هوش مصنوعی: موهای سنبلش به طور نامنظم بر چهرهاش ریخته و به گلبلبل عاشق شور و حال خاصی داده که او را در پیچ و تاب انداخته است.
ساقی سرمست ما رندانه جام می به دست
آمده در بزم ما از رخ نقاب انداخته
هوش مصنوعی: میگوید که ساقی مست و شاداب ما با حالت رندانهای جام شراب را به دست دارد و در مهمانی ما پرده از چهره برداشته و خود را نشان داده است.
لاابالی وار با رندان نشسته روز و شب
از رقیب ایمن سپر بر روی آب انداخته
هوش مصنوعی: بیپروا و بیخیال در کنار دوستان گذران زندگی میکنم، شب و روز از رقیب در امانم، سپر خود را بر روی آب گذاشتهام.
بر کشیده تیر عشق و عاشقان خویش را
بر سر کوی محبت بی حساب انداخته
هوش مصنوعی: عشق تیر خود را به سوی عاشقان پرتاب کرده و در خیابان محبت به وفور پراکنده است.
آتشی انداخته در جان شمع از عشق خود
عقل را پروانه وش در اضطراب انداخته
هوش مصنوعی: عشقی که در دل دارم، مثل آتش وجودم را شعلهور کرده است. عقل و فکر من به خاطر این عشق، مانند پروانهای در دور آتش، دچار اضطراب و نگرانی شدهاند.
وعدهٔ دیدار داده عاشقان خویش را
ذوق و وجدی در وجود شیخ و شاب انداخته
هوش مصنوعی: عاشقان خود را به دیدار وعده داده و شوق و احساس عمیقی در وجود پیر و جوان ایجاد کرده است.
زاهد و مفتی به عشق جرعه ای از جام او
آن یکی سجاده و این یک کتاب انداخته
هوش مصنوعی: زاهد و مفتی در عشق او، برای یک جرعه از می، سجاده و کتابشان را کنار گذاشتهاند.
نعمت الله را حریف مجلس خود ساخته
جام وحدت داده و مست و خراب انداخته
هوش مصنوعی: خداوند نعمتهای خود را به اعضای مجلس بخشیده و به آنها جام وحدت داده است، به طوری که آنان شاد و سرمست شدهاند.