برگردان به زبان ساده
رحمتی کن بر دل و بر جان من
بوسه ای ده بر لب جانان من
هوش مصنوعی: لطفاً بر دل و روح من رحمتی کن و بوسهای بر لب عشق من بزن.
مو به مو زلفت پریشان کرده ای
کفر زلفت می برد ایمان من
هوش مصنوعی: زلفهای تو به قدری پریشان و آشفتهاند که هر لحظه ایمانم را تحت تأثیر قرار میدهند و به شک میاندازند.
عشق تو گنج است و دل ویرانه ای
جای آن کنج دل ویرانه من
هوش مصنوعی: عشق تو مثل یک گنجینه ارزشمند است و دل من به مانند یک خانه ویران است. پس در این دل ویران، فضای مناسب را برای عشق تو ایجاد کن.
صاف درمان گر نباشد فارغیم
دُرد درد دل بود درمان من
هوش مصنوعی: اگر درمانگر صاف و صمیمی نباشد، ما از درد و رنج خود رها نیستیم و تنها درد دل و احساساتم برای من یک نوع درمان است.
پیش تو جان را مجال هست نیست
جان چه باشد تا بگویم جان من
هوش مصنوعی: در حضور تو، فرصتی برای جاندار بودن وجود ندارد. جان چه ارزشی دارد که بخواهم از آن سخن بگویم، جان من!
در خرابات مغان رندان تمام
می خورند و می برند فرمان من
هوش مصنوعی: در میخانههای عشق، همه رندان به دور هم جمعاند و بدون هیچ محدودیتی از نعمتهای زندگی بهرهمند میشوند و به دنبال آزادی و خوشی هستند.
مجلس عشق است و ساقی در نظر
نعمت الله میر سرمستان من
هوش مصنوعی: در محفل عشق، ساقی به من نگاهی افکنده که به لطف خداوند سرمست و شادابم.