برگردان به زبان ساده
تا مجرد از دل و از جان شدیم
همنشین و همدم جانان شدیم
هوش مصنوعی: زمانی که از دلتنگی و اندوهمان آزاد شدیم، به همراه و همدم محبوب خود تبدیل شدیم.
همچو قطره بهر یک دردانه ای
غرقهٔ دریای بی پایان شدیم
هوش مصنوعی: ما مانند قطرهای در دریای بیپایانی غرق شدهایم که برای هر دانهٔ درخشانی از آن است.
از خیال روی یار خویشتن
همچو زلفش بی سر و سامان شدیم
هوش مصنوعی: به یاد چهره محبوبم همانند موهایش بینظم و آشفته شدم.
تا که پیدا شد جمال عشق دوست
ما به خود در خود ز خود پنهان شدیم
هوش مصنوعی: وقتی زیبایی عشق معشوق نمایان شد، ما در درون خود از خودمان پنهان شدیم.
جان و دل در کار عشقش باختیم
لاجرم ما جمله تن چون جان شدیم
هوش مصنوعی: در کار عشق او، جان و دل خود را فدای او کردیم، بنابراین همه ما مثل جان، وجودی واحد شدهایم.
از برای گنج عشقش روز و شب
ساکن کنج دل ویران شدیم
هوش مصنوعی: برای به دست آوردن Treasure of Love، روز و شب در گوشهای از دلمان اقامت داریم و به خاطر آن، دلمان ویران شده است.
تا خبر از زلف و رویش یافتیم
بی خبر از کفر و از ایمان شدیم
هوش مصنوعی: وقتی که درباره زلف و چهرهاش آگاه شدیم، از مسائلی چون کفر و ایمان بیخبر ماندیم.
گرد نقطه مدتی گشتیم ما
نقطهٔ پرگار این دوران شدیم
هوش مصنوعی: مدتی دور و اطراف یک نقطه گردش کردیم و اکنون خودمان به مرکز این دوران تبدیل شدهایم.