برگردان به زبان ساده
دل در آن زلف پرشکن بستیم
لاجرم توبه باز بشکستیم
هوش مصنوعی: دل خود را به زلفی که شکننده و پرپیچ و خم است سپردیم، بنابراین ناگزیر توبهامان را شکستیم.
مدتی عقل درد سر می داد
عشق آمد ز عقل وارستیم
هوش مصنوعی: مدتی عقل به ما زحمت میداد، اما وقتی عشق وارد شد، از قید و بند عقل رها شدیم.
خلوت دیده را صفا دادیم
با خیال نگار بنشستیم
هوش مصنوعی: ما با خیال زیبایی که داریم، به تنهایی و سکوت دل خود را آرام کردهایم و در این حالت نشستهایم.
ما ز خود فانی و به او باقی
ما به خود نیست و به او هستیم
هوش مصنوعی: ما از خود محو شدهایم و در وجود او باقی ماندهایم. ما به خودمان توجهی نداریم و فقط در او وجود داریم.
جان ما راست ذوق پیوسته
جان به جانان خویش پیوستیم
هوش مصنوعی: زندگی ما به شادی و نشاط پیوسته است و روح ما به معشوق خود پیونده خورده است.
عقل مخمور را چه کار اینجا
ما حریفان رند سرمستیم
هوش مصنوعی: عقل مست و گیج چه کار به اینجا دارد، ما اینجا رقبای خوشگذران و سرمست هستیم.
بندگانه به خدمت سید
کمری بر میان جان بستیم
هوش مصنوعی: ما خود را به خدمت سید کمری درآوردهایم و با تمام وجود به او وفاداریم.