برگردان به زبان ساده
من ترک می و صحبت رندان نتوانم
از جان گذرم وز سر جانان نتوانم
هوش مصنوعی: من نمیتوانم از لذت نوشیدن شراب و همنشینی با رفقای شاداب بگذرم و همچنین نمیتوانم از عشق و محبت معشوق خود دل برکنم.
گوئی که برو توبه کن از باده پرستی
زنهار مگو خواجه که من آن نتوانم
هوش مصنوعی: به نظر میرسد که به شخصی گفته میشود که از نوشیدن الکل دست بکشد و توبه کند، اما او به این موضوع اعتنایی نشان نمیدهد و پاسخ میدهد که نمیتواند این کار را انجام دهد.
بی زاهد و بی صومعه عمری بتوان بود
لیکن نفسی بی می و مستان نتوانم
هوش مصنوعی: انسان میتواند بدون زاهد و صومعه زندگی کند، اما نمیتواند بینوشیدنی و شادی خبری از باده و سرمستی باشد.
صدخانه توانم که به یک دم بگذارم
ترک در میخانهٔ رندان نتوانم
هوش مصنوعی: میتوانم در یک لحظه صد خانه بسازم، اما نمیتوانم حتی یک بار در را به روی میخانهٔ رندان باز کنم.
با عشق در افتادم و تدبیر ندارم
در درد گرفتارم و درمان نتوانم
هوش مصنوعی: من با عشق وارد شدهام و هیچ تدبیر و نقشهای ندارم. در درد و رنجی گرفتار شدهام و چارهای برای آن نمیتوانم پیدا کنم.
راز دل و دلدار نخواهم که بگویم
اما چه توان کرد چو پنهان نتوانم
هوش مصنوعی: نمیخواهم راز عشق و محبوبم را فاش کنم، اما چه کنم که نمیتوانم آن را پنهان نگهدارم.
با سید رندان خرابات حریفم
منکر شدن حال حریفان نتوانم
هوش مصنوعی: من در کنار رندان خوشگذرانی هستم و نمیتوانم انکار کنم که حال و روز حریفانم چگونه است.