برگردان به زبان ساده
پیرهن گر کهنه گردد یوسف جان را چه غم
ور دهی ویرانه گردد ملک خاقان را چه غم
هوش مصنوعی: اگر پیراهن یوسف کهنه شود، برای جان او چه فرقی میکند؟ و اگر ملک خاقان ویران شود، او چه ناراحتی خواهد داشت؟
که خدا باقیست گر خانه شود ویران چه باک
جان به جانان زنده ، ار تن رَود جان را چه غم
هوش مصنوعی: اگر خانهام ویران شود، نگران نیستم، چرا که خدا باقیست. اگر جانم به عشق از دست برود، برای بدن چه نگرانیم؟
خم می در جوش و ساقی مست و رندان درحضور
جام اگر بشکست گو بشکن حریفان را چه غم
هوش مصنوعی: در اینجا، به حالت شاداب و بیخیالی اشاره شده است. وقتی که درون لیوان شراب به جوش آمده و ساقی درحال سرو است، اگر در مهمانی به هر دلیلی جام شکسته شود، نباید نگران بود؛ چرا که این فقط یک لحظه از لذت مهمانی است و هیچکس نباید به خاطر آن غمگین شود.
بت پرستی گر برافتد بت چه اندیشد از آن
ور بمیرد بندهٔ بیچاره ای سلطان را چه غم
هوش مصنوعی: اگر بتپرستی از بین برود، آن بت دیگر چه فکری میکند؟ وقتی که بندهٔ بیچارهای در این دنیا بمیرد، آیا سلطانی به این موضوع اهمیت میدهد؟
گر نماند آینه آئینه گر را عمر باد
ور نماند سایه ای خورشید تابان را چه غم
هوش مصنوعی: اگر آینهای باقی نماند، چه اهمیتی دارد؟ اگر عمر باد هم تمام شود، نگران نباشیم. و اگر سایهای از خورشید تابان باقی نماند، باز هم غمگین نشویم.
غم ندارم گر طلسم صورتم دیگر شود
گنج معنی یافتم ز افلاس یاران را چه غم
هوش مصنوعی: غم و اندوهی ندارم اگر ظاهر و صورت من دگرگون و تغییر کند، زیرا من به گنجی از معنای عمیق دست یافتهام و از وضعیت تنگدستی دوستانم هیچ ناراحتی ندارم.
بادهٔ وحدت به شادی نعمت الله می خوریم
از خمار کثرت و معقول ، مستان را چه غم
هوش مصنوعی: ما از خوشی نعمتهای خدا شراب اتحاد مینوشیم و از سرخوشی دوری از تنوع و عقل، مستان دیگر چه غمی دارند؟