برگردان به زبان ساده
آتش عشقش خوشی افروختم
نام و ننگ و نیک و بد را سوختم
هوش مصنوعی: به خاطر عشق او، شادی و خوشی را در زندگیام برافروختم و تمام چیزهای خوب و بد، نام و ننگ را فراموش کردم و از یاد بردم.
سوختم پروانهٔ جان و دلم
شمع جمع عاشقان افروختم
هوش مصنوعی: دلم مثل پروانهای در آتش سوخت و من مانند شمعی در جمع عاشقان، روشنی بخش آنها شدم.
خرقهٔ ناموس بدریدم دگر
جامهٔ رندانه ای بردوختم
هوش مصنوعی: من لباس مقدس را از تن درآوردم و حالا یک جامه رندانه و جدید به تن کردم.
گوهری بخریدم از صراف عشق
نقد و نسیه در بها بفروختم
هوش مصنوعی: من از صراف عشق، جواهری خریدم و برای به دست آوردن آن، هم به صورت نقد و هم به صورت نسیه هزینه کردم.
عالم عشقم چو من عالم کجاست
عالمی را علم عشق آموختم
هوش مصنوعی: من عاشق علم و معرفت هستم و به واسطه عشق، آگاهی زیادی را به دست آوردهام. چنین دنیای عاشقانهای مانند من وجود ندارد؛ من به دیگران درس عشق و شناخت را آموزش دادهام.
نعمت الله حاصل عمر من است
حاصل عمر خوشی اندوختم
هوش مصنوعی: نعمت خداوند، ثمره زندگی من است و من تلاش کردهام تا زندگیام را با خوشیها پر کنم.