برگردان به زبان ساده
در خرابات عشق سرمستم
از ازل بود تا ابد هستم
هوش مصنوعی: از دیرباز در دنیای عشق شاد و مسرور بودهام و تا ابد ادامه خواهم داد.
این سعادت نگر که دستم داد
کمری بر میان او بستم
هوش مصنوعی: این خوشبختی را در نظر بگیر که دست تقدیر به من این فرصت را داد که دور کمر او حلقه بیندازم.
بر لبم لب نهاد بوسه زدم
جان به جانان به ذوق پیوستم
هوش مصنوعی: او لبش را بر لب من گذاشت و من به عشق محبوبم بوسهای زدم و به شوق و عشق او پیوستم.
بر در میفروش رندانه
با حریفان خویش بنشستم
هوش مصنوعی: در کنار دوستانم به طرز زیرکانه و با حالتی شاداب، در کنار میفروش نشستهام.
چشم سرمست او چو می نگرم
زان نظر همچو چشم او مستم
هوش مصنوعی: وقتی به چشمهای سرمست او نگاه میکنم، از آن نگاه احساس مستی میکنم، مثل اینکه خودم نیز مست شدهام.
عقل مخمور دردسر می داد
شکر گویم که رفت و وارستم
هوش مصنوعی: عقل مست و گیج باعث ایجاد مشکلاتی برای من میشد؛ حالا خوشحالم که از دست آن رهایی یافتم.
نعمت الله رسید مستانه
ساغر می نهاد بر دستم
هوش مصنوعی: نعمت خداوند به طور شگفتانگیزی به من رسید و من با شادی و سرخوشی جام می را در دست گرفتم.