برگردان به زبان ساده
رفتم به در خانه میخانه نشستم
آن توبهٔ سنگین به یکی جرعه شکستم
هوش مصنوعی: به خانه میرفتم و نشستم، در حالی که توبه سنگینی بر دوش داشتم، اما تنها با یک جرعه از شراب، آن توبه را شکستام.
گر عاقل مخمور مرا خواند به مجنون
منعش مکن ای عاشق سرمست که هستم
هوش مصنوعی: اگر عاقل به من بگوید که مخمور هستم و مرا مجنون بخواند، تو ای عاشق شیدا، مانع او نباش؛ زیرا من واقعاً در اینحال هستم.
در هر دو جهان غیر یکی را چو ندیدم
شک نیست که هم غیر یکی را نپرستم
هوش مصنوعی: در هر دو جهان، من هیچ موجودی جز یک ذات یکتا را نمیبینم، بنابراین یقین دارم که هیچ چیز دیگری را نمیپرستم.
سرمست شرابم نه که امروز چنینم
از روز ازل تا به ابد عاشق و مستم
هوش مصنوعی: من از شادی و شوقی که دارم سرمستم و این حالت امروز به وجود نیامده بلکه از روزگاران قدیم تا ابد عاشق و خوشحال خواهم بود.
در خواب گرفتم سر دستی که چه گویم
خوش نقش خیالیست که افتاد به دستم
هوش مصنوعی: در خواب کسی را دیدم که نمیدانم چه بگویم. چه تصویر زیبایی که به تصادف در دستانم قرار گرفت.
گفتند که در کوی خرابات حضوریست
برخاستم و رفتم و آنجا بنشستم
هوش مصنوعی: گفتند که در محله خراباتیها یک جمع و جریانی وجود دارد. من هم از جا برخاستم و به آنجا رفتم و نشستم.
سید کرمی کرد و مرا خواند به بنده
من هم کمر خدمت او چست ببستم
هوش مصنوعی: سید با کرم و بخشش خود مرا فرامیخواند، من هم برای خدمت به او آماده و مصر شدم.