برگردان به زبان ساده
به حمدالله که من امروز از بند بلا جستم
به دام عشق افتادم ز دست عقل وارستم
هوش مصنوعی: خوشحالم که امروز از مشکلات و دردسرها رهایی یافتم و در دام عشق گرفتار شدم و از قید عقل آزاد گشتم.
چنان حیران ساقیم که جام از می نمیدانم
چنان مستم که از مستی نمی دانم که من مستم
هوش مصنوعی: من آنقدر غرق در نوشیدن شراب هستم که نمیتوانم تشخیص دهم جامی در دست دارم یا نه، و به قدری در حالت مستی قرار دارم که حتی نمیفهمم این حالتی که دارم مستی است.
چو گشتم از فنا فانی چه می جوئی بقای من
چو من مستغرق اویم چه دانم نیست از هستم
هوش مصنوعی: وقتی که از نابودی به دور شدم، دیگر به دنبال بقا نیستم. وقتی که به طور کامل در او غرق شدهام، چه میدانم که وجودم چیست یا نیست؟
اگر چه ذره ای بودم رسیدم تا به خورشیدی
اگرچه قطره ای بودم ولی با بحر پیوستم
هوش مصنوعی: من که در ابتدا جزئی کوچک و ناچیز بودم، اکنون به عظمت خورشید رسیدهام. گرچه فقط یک قطره بودم، اما توانستم به دریای بزرگ بپیوندم.
مگر من شیشهٔ تقوی زدم بر سنگ قلاشی
که شد مشهور در عالم که توبه باز بشکستم
هوش مصنوعی: آیا من مثل شیشهای با تقوا هستم که بر سنگی بیفکری بیفتد و بشکند؟ چون همه میدانند که توبهام را زیر پا گذاشتهام و این موضوع در دنیا به شهرت رسیده است.
خراباتست و من سرمست و ساقی جام می بر دست
به جز ساقی سرمستان که می گیرد دگر دستم
هوش مصنوعی: محل خوشگذرانی و لذتبردن است و من تحت تأثیر نوشیدنیام و ساقی جام شراب را در دست دارم. به جز ساقی که سرمستان را مینوشاند و دست من را به دست میگیرد، هیچ کس دیگری نیست.
ندیم بزم آن شاهم حریف نعمت اللهم
کناری کردم از عالم میان در خدمتش بستم
هوش مصنوعی: در جمع و محفل آن شاه، من در کنار نعمت، از دنیای بیرون فاصله گرفتم و در خدمت او مشغول شدم.