برگردان به زبان ساده
می خوردم و از خمار رستم
مخمور نیم که مست مستم
هوش مصنوعی: من مینوشیدم و از حالتی شبیه به خمار رستم (قهرمان افسانهای) مست نشدهام، بلکه به معنای واقعی کلمه مست و سرخوش هستم.
در کوی فنا فتاده بودم
ساقی باقی گرفت دستم
هوش مصنوعی: در دنیای زودگذر و فانی، در گوشهای نشسته بودم که یک شرابفروش از نوعی دیگری مرا نجات داد و دستم را گرفت.
رندانه حریف می فروشم
می خوردم و توبه را شکستم
هوش مصنوعی: به طرز زیرکانهای در دل جمع، شراب مینوشیدم و توبهام را نقض کردم.
در دیر مغان ندیم عشقم
زُنار ز زلف یار بستم
هوش مصنوعی: در میخانه عشق من، با نوار زلف معشوق، خود را به عشق آراستهام.
خورشیدم و سایه می نمایم
این خرقه نگر که نیست هستم
هوش مصنوعی: من مثل خورشید هستم و فقط به صورت سایه دیده میشوم. به این پوشش نگاه کن که در واقع من وجود ندارم.
شادی روان نعمت الله
می خوردم و از خمار رستم
هوش مصنوعی: من از خوشی و نعمت الهی بهرهمند بودم و از سرمستی و مستی رستم لذت میبردم.