برگردان به زبان ساده
بنمود جمالی به کمالی که چه گویم
حسنی و چه حسنی و جمالی که چه گویم
هوش مصنوعی: به زیبایی فوقالعادهای اشاره شده است که فراتر از هر توصیفی است. زیبایی و کمال او به حدی است که از بیان آن ناتوانم و نمیدانم چه بگویم.
بنوشته خطی بر ورق روی چو ماهش
هر حرفی از آن خط به مثالی که چه گویم
هوش مصنوعی: حروفی که بر صفحهای به زیبایی ماه نوشته شدهاند، هر کدام معنایی خاص دارند که نمیتوان به سادگی از آنها گذشت و باید به دقت در موردشان فکر کرد.
بر دیدهٔ ما نقش خیالش گذری کرد
نقشی که چه پرسی و خیالی که چه گویم
هوش مصنوعی: چهرهٔ محبوب در ذهن ما نقش بست، نقشی که نمیتوانم به آسانی دربارهاش توضیح بدهم و حالتی که نمیدانم چطور بیانش کنم.
ما ساقی سرمست خرابات جهانیم
در ساغر ما آب زلالی که چه گویم
هوش مصنوعی: ما نوشندگان شاد و سرمست دنیای خوشگذرانی هستیم و در جام ما آب پاکی وجود دارد که نمیدانم چه بگویم.
بزمیست ملوکانه که شرحش نتوان کرد
ذوقیست در این مجلس و حالی که چه گویم
هوش مصنوعی: این یک مراسم اشرافی است که نمیتوان وصفش را بیان کرد. حال و هوای این مجلس به قدری خوشایند است که نمیدانم چگونه احساساتم را توصیف کنم.
مائیم و خلیل الله ، کنجی و حضوری
خوش عمر عزیزی و وصالی که چه گویم
هوش مصنوعی: ما در کنار خلیل الله هستیم، در گوشهای از این دنیا، با حضوری دلنشین و عمر با عزت. در مورد وصالی که دارم چه بگویم؟
در بندگی سید و در صحبت ایشان
داریم جمالی و جلالی که چه گویم
هوش مصنوعی: در خدمت آقا و در کنار ایشان، وجود ما پر از زیبایی و بزرگی است که نمیدانم چگونه آن را توصیف کنم.