برگردان به زبان ساده
من در این ره نیز بوئی برده ام
پیش هر رنگی ز بوئی برده ام
هوش مصنوعی: من در این مسیر نیز بویی از هر رنگی گرفتهام و از هر رنگی که دیدهام بویی حس کردهام.
گاه جامی گه صراحی آورم
گاه خمی گه سبوئی برده ام
هوش مصنوعی: گاهی از ظرفی شراب مینوشم و گاهی از ظرف دیگر. گاهی هم یک خمره و گاهی یک سبو دارم.
بر و بحر عالمی پیموده ام
آب بسیاری بجوئی برده ام
هوش مصنوعی: من در دنیا و دریا سفر کردهام و تجربههای زیادی را کسب کردهام.
از سر زلف پریشان بتم
دل خوشم زیرا که موئی برده ام
هوش مصنوعی: من به خاطر زیبایی و بینظمی موهای پریشان معشوقهام دلخوشم، چون همین یک تار مو را که از او گرفتهام برایم کافی است.
نسبت رویش به ماهی کرده ام
آبروی ماه روئی برده ام
هوش مصنوعی: من زیبایی و جلوهگریام را به زیبایی ماه نسبت دادهام و با این کار، اعتبار و محبوبیت ماه را افزایش دادهام.
عقل چون گوئی به چوگانش زدم
این چنین گوئی به هوئی برده ام
هوش مصنوعی: وقتی عقل را به حرکت درآورم، مانند این است که هوش و درک را از دست دادهام.
نعمت الله را به یاد آورده ام
لاجرم نام نکوئی برده ام
هوش مصنوعی: به یاد نعمتهای خدا افتادم، به همین خاطر نام خوبی را به زبان آوردم.