برگردان به زبان ساده
تا گلی از گلستانش چیده ام
بر لب غنچه بسی خندیده ام
هوش مصنوعی: من از آن گلستان یک گل چیدهام و به همین خاطر بارها با لبخند به غنچهها نگاه کردهام.
ماه در چشمم نمی آید تمام
کافتاب حسن او را دیده ام
هوش مصنوعی: ماه در چشمم جایگاهی ندارد، زیرا زیبایی او را که همچون خورشید درخشان است، دیدهام.
هر کجا جام مئی آمد به دست
شادی او خوش خوشی نوشیده ام
هوش مصنوعی: هر جا که میخورم و جام را به دست میگیرم، شادی و خوشی را تجربه کردهام.
تا توانستم به عشق عاشقان
در طریق عاشقی کوشیده ام
هوش مصنوعی: من تا جایی که توانستهام در مسیر عشق و محبت کسانی که عاشق هستند، تلاش کردهام.
ز آتش عشقش چو خم می فروش
نیک مستانه به خود جوشیده ام
هوش مصنوعی: به خاطر آتش عشق او، مانند خم شراب در حال مستی، به صورت طبیعی و بیاختیار خویش را به شور و حال نمیزنم.
رندم و رندان مریدان منند
پیرم و رندی بسی ورزیده ام
هوش مصنوعی: در اینجا شاعر به این نکته اشاره میکند که افرادی که به عشق و معرفت پیوستهاند، عاشقان و پیروان او هستند. او خود را فردی با تجربه و کهن میداند که بر مهارتهایش در این راه افزوده شده است.
می نمایم نعمت الله را چو نور
گرچه از چشم همه پوشیده ام
هوش مصنوعی: من نعمتهای خدا را مانند نوری نشان میدهم، هرچند که از دید بسیاری پنهان است.