برگردان به زبان ساده
شمع جان هر نفسی ز آتش دل برگیرم
همچو پروانه به عشق آیم و در برگیرم
هوش مصنوعی: هر لحظه از آتش عشق دل، جانم را مانند شمع میسوزانم و همچون پروانه به خاطر عشق به سوی آن میآیم و در آغوش آن فرو میروم.
تا کنم مجلس عشاق منور چون شمع
از سرم تا به قدم سوزد و خوشتر گیرم
هوش مصنوعی: میخواهم مجلس عاشقان را مانند شمع روشن و گرم کنم، به طوری که از سر تا پا جانم بسوزد و این برایم لذتبخشتر باشد.
من که بیمار تو ام گر قدمی رنجه کنی
باز خوشدل شوم و زندگی از سرگیرم
هوش مصنوعی: من که عاشق تو هستم، اگر تو یک لحظه به من توجه کنی، دوباره شاد و خوشحال میشوم و زندگی را از نو آغاز میکنم.
دامن دولت وصل تو اگر دست دهد
دل فدا کرده و جان داده به بر درگیرم
هوش مصنوعی: اگر برکت و نعمت نزدیکی تو نصیبم شود، قلبی که فدای تو کردهام و جانم را به پای تو دادهام، در آغوش میگیرم.
گر حجابی است میان من و تو جان عزیز
حکم فرما که روانش ز میان برگیرم
هوش مصنوعی: اگر میان من و تو حریفی وجود دارد، ای جان عزیز، تو حکم کن که من این حجاب را از میان بردارم و به تو نزدیک شوم.
مدتی شد که ره عقل همی پیمایم
وقت آمد که ز عشقت ره دیگر گیرم
هوش مصنوعی: مدتی است که در مسیر عقل و خرد قدم میزنم، اما اکنون زمان آن رسیده که از عشق تو مسیر دیگری را انتخاب کنم.
همچو سید به سراپردهٔ میخانه روم
ترک این زهد ریائی مکدر گیرم
هوش مصنوعی: من همچون یک سید به میخانه میروم و این زهد ظاهری و ریاکارانه را رها میکنم.