برگردان به زبان ساده
به هرحالی که پیش آید خیالی نقش می بندم
از آن رو چون گل خندان به رویش باز می خندم
هوش مصنوعی: در هر شرایطی که پیش بیاید، تصوری از آن میسازم و مانند گلی که در آفتاب میخندد، به روی آن لبخند میزنم.
چو سرمستان به میخانه دگرباره درافتادم
حجاب رند رندانه ز پیش خود بر افکندم
هوش مصنوعی: وقتی که مستها دوباره به میخانه رفتند، من نیز به آنجا رفتم و بیپروا پوشش خود را کنار زدم.
گسستم از همه عالم به اصل خویش پیوستم
به اصل خود چو پیوندی بدانی اصل پیوندم
هوش مصنوعی: از همه چیز و همه کس جدا شدم و به ذات خودم وصل شدم. وقتی به حقیقت وجودی خود برسی، میفهمی که این پیوند واقعی چیست.
مکن دعوت مرا شاها به شیراز و به اصفاهان
که دارم با هری میلی و جویای سمرقندم
هوش مصنوعی: دعوت نکن مرا ای پادشاه به شیراز و اصفهان، چون من به هری تمایل دارم و به دنبال سمرقند هستم.
نه انسیم نه جنیم نه عرشیم نه فرشیم
نه از بلغار و نه از چین مگر از شهر ارکندم
هوش مصنوعی: من نه انسانم، نه جن، نه در آسمانم و نه بر زمین. نه از بلغار هستم و نه از چین، بلکه اصالت من از شهر ارکان است.
چو غیر او نمی یابم به غیری دل کجا بندم
گهی بر تخت مالگدار و گه در کوه الوندم
هوش مصنوعی: وقتی غیر از او کسی را نمییابم، دل خود را به کجا بسپارم؟ گاهی بر تخت ثروتمند نشستهام و گاهی در کوه و بیابان سرگردانم.
خراباتست و رندان مست و سید ساقی مجلس
حریف نعمت اللهم نه من در بند دربندم
هوش مصنوعی: محل فساد و گناهان است و افرادی که مست و شاداب هستند. در این مجلس، سید ساقی، میزبان و بخشندهای است که نعمتهای الهی را پخش میکند. اما من، در حالتی از بندگی و محدودیت به سر میبرم و در قید و بند هستم.