برگردان به زبان ساده
عمری دهان تنگ توام در خیال بود
جان رمیده را همه فکر محال بود
هوش مصنوعی: تمام عمر در تصور تو بودم و دهانم تنگ بود، گویی که زندگیام از هر چیز ممکن فاصله داشت و همه افکارم به سوی چیزهای غیرممکن میرفت.
رفت آنکه در مسائل عشق و رموز شوق
ز ابرو و غمزه با تو جواب و سؤال بود
هوش مصنوعی: او که در موضوعات عشق و رازهای دل، با ابرو و نازش به تو پاسخ میداد و سؤالات را جواب میکرد، دیگر رفته است.
گفتم: رسد میان توام باز در کنار
گفتا: برو که آنچه تو دیدی خیال بود
هوش مصنوعی: گفتم: دوباره به تو نزدیک میشوم، اما تو پاسخ دادی: برو که آنچه تو دیدی فقط یک خیال بود.
شرم آیدم که سجده برد پیش پای کس
آن سر که سالها برهت پایمال بود
هوش مصنوعی: مرا شرم میآید که برای کسی سجده کنم، در حالی که سر من سالها زیر پا مانده است.
آشفته رفت گفته شاهی در این غزل
آری، بفکر زلف تو شوریده حال بود
هوش مصنوعی: در این غزل، سخن از یک شاه است که در حالتی آشفته و دلشکسته درباره زلف تو میاندیشد. او به شدت تحت تأثیر زیباییهای تو بوده و حالش نامنظم و گیج است.