برگردان به زبان ساده
رفت آنکه به وصل تو مرا دسترسی بود
وین دلشده در خیل سگان تو کسی بود
هوش مصنوعی: رفت آنکه به محبت و نزدیکی تو برایم دسترسی وجود داشت و این دل که گرفتار عشق تو شده بود، در میان سگان تو به کسی تبدیل شد.
آن غمزه به خون دل ما چشم سیه کرد
ور نه به کمند تو گرفتار بسی بود
هوش مصنوعی: آن شخص با ناز و زیبایی خود، دل ما را به درد آورد و چشمانش را سیاه کرد، در غیر این صورت، بسیاری از افرادی که در دام عشق تو افتاده بودند، در این درد و غم نخواهند بود.
آمد گل و هر مرغ هوای چمنی کرد
آزاد نگشت آنکه اسیر قفسی بود
هوش مصنوعی: گل به باغ آمد و هر پرندهای به فکر چمن و آزادی افتاد، اما آن کسی که در قفس اسیر بود، نتوانست آزادانه پرواز کند.
عشق آمد و سودای گل و لاله ز سر رفت
زان شعله به تاراج شد ار خار و خسی بود
هوش مصنوعی: عشق به زندگی و زیباییهای آن، تمام فکر و خیال من را تحتتأثیر قرار داده و جنبههای دیگر زندگیام را فراموش کردهام. حتی اگر به نظر برسد که در این راه با مشکلات و ناامیدیهایی مواجه میشوم، اما این احساس عمیق و شورگونه هیچ چیزی را در برابرش بیارزش نمیکند.
در عشق توام اشک به خون داد گواهی
هم ناله، که در واقعه فریادرسی بود
هوش مصنوعی: در عشق تو، اشکهای من به خون تبدیل شدند و شاهدی بر این عشق هستند. همچنین نالهام نشاندهندهی آن است که در این ماجرا، کسی برای کمک و فرار از این درد وجود نداشت.
وقتی به هوس خواستمی بوی تو از باد
آنها همه گوئی که هوی و هوسی بود
هوش مصنوعی: وقتی به عشق و آرزوهایت فکر میکنم، احساس میکنم که بوی تو در نسیم میپیچد و تمام این احساسات فقط به خاطر هوس و اشتهای من است.
شاهی که به هجران تو از ناله فرو ماند
بیچاره سگ کوی ترا همنفسی بود
هوش مصنوعی: سلطان یا شاهی که به خاطر دوری تو، از گریه و ناله بازماند، در واقع مانند سگی است که در کوی و خیابان تو زندگی میکند و همراهی او، بیچاره و بیپناه است.