برگردان به زبان ساده
رفتیم، اگر چه دل به غمت دردمند بود
در چین طره تو اسیر کمند بود
هوش مصنوعی: ما رفتیم، هرچند دلمان به خاطر غم تو به شدت ناراحت بود و در چین موی تو همچنان گرفتار دام عشق بود.
بلبل به آه و ناله چمن را وداع کرد
کان بزم را ترانه او ناپسند بود
هوش مصنوعی: بلبل با اندوه و گریه از گلستان دور شد، چون دید که این جشن و سرور برای او خوشایند نیست.
دشوار مینمود سفر با فراغ بال
چون مرغ دل به دام کسی پای بند بود
هوش مصنوعی: سفر کردن با آرامش خیال دشوار به نظر میرسید، چون دل مانند پرندهای بود که به دام کسی گرفتار شده بود.
القصه، در فراق سرآمد شمار عمر
سرمایه وصال که داند که چند بود
هوش مصنوعی: خلاصه اینکه، در دوری از معشوق، عمر و سرمایهات در لحظات وصال به پایان میرسد و هیچکس نمیداند که این لحظات چندتا هستند.
راضی نشد که تکیه زند بر سریر ملک
درویش را که پایه همت بلند بود
هوش مصنوعی: او هرگز قبول نکرد که بر تخت سلطنت درویشی تکیه کند، زیرا روح بلندپروازی داشت.
خوش کردی ای رقیب، که آتش زدی بدل
کاین داغ بر جراحت ما سودمند بود
هوش مصنوعی: تو با کارهایت ما را خوشحال کردی، طوری که زخمهای ما به خاطر این آتش که به دل ما زدی، به نوعی مفید و سودمند شد.
شاهی بهیچ روی ز تاب غمت نجست
عمری اگر چه بر سر آتش سپند بود
هوش مصنوعی: شاهان هرگز نتوانستند از درد و غم تو رهایی یابند، هرچند که تمام عمرشان در آتش سوزان سپند یا نیرویی بزرگ و سوزان بوده باشد.