برگردان به زبان ساده
ای شمع رخسار ترا، تابی به هر کاشانهای
وی زآفتاب روی تو، گنجی به هر ویرانهای
هوش مصنوعی: ای چراغ چهرهات، نور و روشنیات به همه جا میتابد و در هر خانهای روشنایی میآورد. همچنین، از زیبایی و درخشندگی تو، ثروت و گنجی در هر جای خالی و ویرانه وجود دارد.
گر عاشقی در کوی تو باید، من تنها بسم
نشنودی آخر جان من، کز خانهای دیوانهای
هوش مصنوعی: اگر کسی عاشق تو باشد، باید در کوی تو حضور داشته باشد. من تنها از تو خواستهام که صدایم را بشنوی؛ زیرا جانم به خاطر دیوانگیام در خانهای غمگین است.
خواهم متاع جان به کف، گرد سرت گردم شبی
ای طایر قدس آمده شمع ترا پروانهای
هوش مصنوعی: میخواهم جانم را به تو تقدیم کنم و دور تو بچرخم، ای پرندهای از عالم قدس که شمع تو را پروانهای است.
تا دید آن خال سیه پهلوی زلفش مرغ دل
افتاد در دام بلا بیچاره بهر دانهای
هوش مصنوعی: وقتی آن نقطه سیاه در کنار زلفش را دید، دل عاشق به دام مشکلات افتاد و بیچاره برای جلب توجه او به هر کاری تن میدهد.
در گوش تو آه و فغان، بادی است از هر سو وزان
با چشم خوابآلود تو، افسون من افسانهای
هوش مصنوعی: در گوش تو صدای ناله و گریهای به گوش میرسد که از هر طرف میوزد و با چشمان خوابآلودت، enchantment من داستانی خیالی و جادویی است.
شاهی که میسوزد دلش، بیچاره آهی میکشد
دودی به روزن بر شود، هرجا که سوزد خانهای
هوش مصنوعی: شاهی که دلش آتش گرفته، بینوا آهی میکشد و دودی که از آن بلند میشود، هرجا که باشد، خانهای را میسوزاند.