برگردان به زبان ساده
تا گشودی دو زلف عنبرسای
باد شد عود سوز و نافه گشای
هوش مصنوعی: زمانی که زلفهای سیاه و خوشبو و لطیف تو را باز میکنی، بوی عود و خوشی در فضا پخش میشود و دلها را به وجد میآورد.
جای ما کوی تست، جور مکن
که بدینها نمیرویم از جای
هوش مصنوعی: جای ما در کوی توست، پس به ما ظلم نکن که ما از این مکان نمیرویم.
بتماشا چو سرو قامت یار
بر لب جوی شد قدح پیمای
هوش مصنوعی: وقتی یار خوشقامت مثل سرو در کنار جوی آب ایستاد، من به تماشایش نشستم و مشغول نوشیدن شدم.
بنگر در هوای آن لب لعل
گشته چشم پیاله خون پالای
هوش مصنوعی: به زیبایی آن لب سرخ نگاه کن که چشمانت مانند پیالهای پر از خون شده است.
نرگس مست را فکند از چشم
چمن از ساقیان بزم آرای
هوش مصنوعی: نرگس سرمست از چمن به زمین افتاد و ساقیهای میخانه به زینت جشن مشغول بودند.
هر که را پیر عقل شد رهزن
قول مطرب نگشت راهنمای
هوش مصنوعی: هر کسی که به فهم و عقل رسیده باشد، دیگر تحت تأثیر لحن و حرفهای فریبنده نمیرود و به راحتی گمراه نمیشود.
سخن از زلف او مگو شاهی
تا نیفتد سراسر اندر پای
هوش مصنوعی: در مورد زلف او سخن نگو، ای پادشاه، تا اینکه تمام وجودت به زیر پا نیفتد.